محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

112

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

تنها در قرآن كريم است كه زنانى كه دست خويش را بريده بودند ، و نيز بىگناهى يوسف را گواهى كردند ، آنجا كه گفتند : « پناه بر خدا ! ما هيچ بدى و گناهى از او سراغ نداريم » . « 1 » اما گزارش تورات چيزى جز اين نمىگويد كه عزيز چون ماجرا را شنيد ، سخت خشمگين شد و يوسف را زندانى كرد . « 2 » 10 . تنها در قرآن آمده است كه عزيز مصر چون حقيقت ماجرا را فهميد ، از يوسف خواست تا آن را پنهان دارد و ميان مردم باز نگويد و از سوى ديگر ، همسر خويش را فرمان داد تا توبه كند و از خدا آمرزش بخواهد ، « 3 » زيرا چون بنده‌اى توبه كند و به سوى خدا بازگردد ، خدا نيز توبهء او را مىپذيرد و گناه او را مىبخشايد . و مردم مصر اگرچه در آن روزگار يكتاپرست نبودند . اما مىدانستند تنها كسى كه گناه را مىبخشايد يا بر آن كيفر مىكند خداى يگانه است . « 4 » 11 . در تورات از ماجراى زنان مصر سخنى در ميان نيست ، زنانى كه در شهر مىگشتند و مىگفتند : « همسر عزيز در پى كام‌جويى از غلام خويش است و سخت دل در گروه عشق او نهاده است . او را در گمراهى آشكار مىبينيم و چون بدگويى و متلك‌پرانى آنان به گوش [ همسر عزيز ] رسيد ، آنان را [ به مهمانى ] فرا خواند ، بزمى آراست و [ براى خوردن ميوه ] به هر يك كاردى داد و [ يوسف ] را گفت : به بزم آنان درآى و [ و آنان ] همين كه يوسف را ديدند ، بس بزرگ و بشكوهش يافتند و [ چنان مات زيبايىاش شدند كه بىخبر ] دست‌هاى خود را بريدند و گفتند : پناه بر خدا ! اين بشر نيست ، فرشته‌اى از كرامت سرشته است » . « 5 » 12 . تنها در قرآن آمده است كه يوسف ( ع ) زندان را بر كام‌گيرى و هوس‌رانى خوش‌تر يافت و آن را بر اين برگزيد ، آن‌گاه كه زن عزيز او را بر سر دوراهى نشاند كه يا كام او برآورد و يا راهى زندان شود : « گفت ، خداى من ! زندان را خوش‌تر دارم از آنچه مرا بدان مىخوانند و اگر تو نقشه و نيرنگ آنان را از من دور نكنى ، به دام و كام آنان مىافتم و از زمرهء نادانان مىگردم . پس خدايش درخواست او را پذيرفت و نقشه و نيرنگ آنان را از او برداشت كه او شنواى داناست » . « 6 » 13 . تنها از قرآن برمىآيد كه چون يعقوب ( ع ) در يكى از تند و تيزترين توفان‌هاى فتنه و

--> ( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 51 . ( 2 ) . سفر پيدايش ، 39 : 19 - 20 . ( 3 ) . سورهء يوسف ، آيهء 29 . ( 4 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 204 ؛ التفسير ، 4 / 23 . ( 5 ) . سورهء يوسف ، آيات 30 - 31 . ( 6 ) . سورهء يوسف ، آيهء 33 - 34 .