عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) ( مترجم : حسين صابرى )
15
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى )
فصل مستقلى به « تحقيق وجوه اعجاز در نهايت اختصار و ايجاز » اختصاص داد و در مقدمهء اين فصل چنين گفت : پژوهشگران در اين باره گفتهها و آرايى دارند و در اين زمينه رسالهها و كتبى تأليف شده است . من اين فصل را بدان سبب آوردم كه مىدانم مسلمانان ، خود ، شديدا به اين بحث نيازمندند ، تا چه رسد به مسئلهء دعوت ديگران و استدلال به قرآن و اعجاز آن از سوى مسلمانان در برابر آنان . . . ايمان واثق دارم كه مسئلهء نظم و اسلوب يكى از مسائل اساسى و مهم ، و براى هر كس كه ديدهء بصيرت بگشايد و انديشه كند كه يكى از شگفتيهاست ؛ و به رغم كثرت آنچه در اين باره براى نخستين بار نوشته و يا آنچه تكرار كردهاند ، هيچكس حق آن را ادا نكرده است . « 19 » پس از او سيد مصطفى صادق الرافعى وارد اين صحنه شد ؛ وى در ميراث فرهنگى گذشتگان ، در مجموعهء كتب مربوط به قرآن نگريست و در آنها چيزى قابل توجه نيافت ، بلكه با اين حقيقت مواجه شد كه : گروهى از علماى گذشتهء ما - رحمهم الله - كه به اين مهم پرداختهاند سخنان بسيارى در اعجاز قرآن آورده و انبوهى از آراء و عقايد گوناگون را مطرح ساختهاند و در اين آراء تصويرى از مذاهب و مبانى خود را كه در مواردى متفاوت و در مواردى نيز نامتفاوت با يكديگر است عرضه داشتهاند . اما آنها در اين امر به بيراهه مىروند و در جاى اظهارات خود همهء آنچه را در لجاجت و خصومت با يكديگر مىتواند بر زبانشان جارى شود و همهء انتقادها و اشكالهايى را كه بر آراء و مذاهب يكديگر دارند مىآورند ، در حالى كه در وراى اين همه جز همان چيزى كه اين معيارهاى صناعت حق « 20 » [ صناعت جدل ] آن را در بر مىگيرد ، و جز گونههايى از اين تركيبهاى كلامى و جز فتنهاى مكّارانه وجود ندارد كه سختى و لجاجت آن را حد پايانى نيست . « 21 » البته رافعى از اين كه دربارهء تأليفات سلف ، تنها بر اساس حدس و گمان خويش سخن گويد ابايى ندارد و خود را مواجه با مشكلى نمىيابد ؛ به عنوان مثال ، در مورد كتاب جاحظ -
--> ( 19 ) تفسير الذكر الحكيم ، چاپ المنار ، ج 1 ، ص 199 . ( 20 ) مؤلف خود در حاشيه كتاب در تفسير اين عبارت گفته است : « آنچه در اينجا گفته مىشود كنايه از علماى علم كلام است كه صناعت آنان مبتنى بر جدل و منطق مىباشد » ! ( 21 ) رافعى ، اعجاز القرآن ، ص 23 .