حكيم قاينى

44

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى

و گروهى بر آن‌اند كه از متعجب كيفيتى به متعجب منه برسد و به جهت رسيدن آن كيفيت ، أو را ضرر رسد . و چندانكه كيفيت قوى باشد متعجب منه بيشتر ضرر يابد ، چنان كه آتش آبى را كه به ديگ اندر بود گرم كند ، و آفتاب روى زمين را روشن گرداند . و گروهى را رأى چنان است كه به ملاقات ميان متعجب و متعجب منه اين حال حاصل آيد ، چنان كه مغناطيس آهن را بربايد ، و آتش ديگ را گرم كند . اين است بيان رأيهايى را كه اندر اين باب رفته . و كسى چون بر تأثير نفوس در ابدان بر آن وجه كه در مثالها باز نموديم و اثر كردن خيال اندر مزاج بر آن نهج كه در فصول أول تقرير فرموديم مطلع گردد ، همانا به سوى اين گفتارهاى نادرست نگرايد و از اين رأيهاى بىبنياد اعراض كند و بداند كه چشم رسيدن از تأثير نفوسى بود كه قوهء وهميه اندر أو و در أصل خلقت قوى افتاده باشد ، و مواد عنصرى را بىطاعت باز داشته بود . و نزديك است كه اين مرتبه از تأثير به سحر طبيعي نزديك بود . ى - باب دهم اندر فوايد عزايم و تعاويذ چون دانسته شد كه گاهى قواى نفسانى در اعمال و افعال خويشتن به صور و اشكال استعانت مىنمايند و مر آنها را واسطهء افعال خود مىسازند ، از اينجا لازم آيد كه بعضى از نفوس چون همت بر دفع مضرتى بگمارند و به عزايم و تعاويذ استعانت جويند ، آن مكروه از ايشان بگردد . و بعضى از نفوس به واسطهء سستى كه اندر ايشان بود هر چند بدان استعانت جويند اين اثر به ظهور نرسد . و از اين است كه فايده بر بعضى عزايم مترتب نشود و بر پاره‌اى مترتب شود . و بعد از تمهيد آنچه رفته ، اين باب به زياده از اين محتاج نبود .