حكيم قاينى
14
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
دانا أرسطو طاليس را همين معنى بود . و آنچه مفسران را اندر آن باب رفته خطا باشد . و اين رساله نه جاى دراز كشيدن اين سخن است . و مقصد آن است كه هميشه صور جزئيات كائنه به مبادى عاليه مرتسم است و زمان بدان اندر نيامده و آن را فرا نگرفته [ و ] انطباع « 1 » أو بوقت دون وقت مربوط نيست . و نفس را شايستگى آن نيست كه پذيراى آن صور و نقوش بيكران باشد بر آن وجه كه به ذوات مبادى عاليه اندر است ، چنانچه هر چه اندر آن مرتسم شده باشد در أو صورت پذيرد آنگاه كه قابليت و أو را استعداد تمام حاصل آمده بود ، و مانع و عايق از طريق سلوك برخاسته شده باشد ، و آنچه سبب است مر ارتسام صورتها را در نفس به وجود آمده . و چون اين أحوال متحقق گردد و صور كائنات در نفس مردم نقش پذيرد ، مردم را از غيب خبر دادن و بر قضاياى آينده و حوادث آتيه حكم راندن سهل و آسان بود . و آنكه انكار نمايد بيخردى را باشد و تعصب را . و اين گفتار را تفصيلى است كه چون گفته آيد حقيقت اين روشنتر شود انشاء اللّه تعالى . و در بيان آن گوييم كه مردم بر آن گونه آفريده شده كه هر كدام از قواى نفسانى كه اندر أو هست با ديگرى معارضت كند . و مشغول شدن أو به سوى يكى از آنها مانع است از مشغولى به ديگرى . و اين مفازعه و مجادلة « 2 » و دشمنى اندر طينت اين قوى سرشته آمده . و ازيرا « 3 » چون غضب افروخته شود و سلطان أو قوى گردد و فرمان أو را باشد ، نفس شهوت را بگذارد و به سوى مشتهيات نگرايد ، مگر به سوى آن مشتهيات كه در راه غضب نافع بود و همت بر نيل ثروت و مكنت و ترفع گمارد و ميل به خونريزش و آزار مردم دادن نمايد . و چندانكه مشتهيات را بر أو عرض كنند آتش غضبش شعله زدن گيرد . و به عكس اين نيز چون شهوت
--> ( 1 ) - في الأصل : انطباعى . ( 2 ) - في الأصل : مجادنه . ( 3 ) - ازيرا ، از اين جهت .