حكيم قاينى

مقدمه 31

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى

را از خرّه بخشى است كه بدان در گيتى كار بكند ، و به خرّه خسروان فركيان يابند ، و كيخسرو بندگى ايزد كار بست و روان أو به مينو شد ، و كيان خرّه را دريافت و نيروى أو زمين را بگرفت و افراسياب ترك را بكشت » . برخى از معجزات به فضيلت تخيل قوى و نيرومند وابسته است ، و نفس به الهام ايزد بر أحوال گذشته و آينده اطلاع مىيابد . اين گونه اعجاز از قبيل تأثير نفسانى در نفسانى است . اعجاز قرآن نيز از همين باب است ، چون قرآن با فصاحت و بلاغت و نظم بديعى كه در آن است راهبر معارف الهى نسبت به مغيبات گذشته و آينده مىباشد . الهام از قبيل تأثير نفسانى در نفسانى است . خواب نيز از همين مقوله است . سحر يا از تأثير نفسانى در نفسانى و يا از تأثير نفسانى در جسماني است . قسم أول در صورتي است كه نفس بشرى در نهايت كمال باشد و واهمه و تخيل بينهايت قوى و نيرومند بود ، تا در نفوسى كه واهمهء آنها ضعيف است اثر نمايد و آنچه در خارج وجود ندارد در خيال آنها مرتسم گردد : ايستاده متحرك ، متحرك ايستاده ، جمادات زنده ، و زندگان مردگان جلوه كنند . و چون اعمال آنها منافى با نظام عالم است ، باطل مىگردد ؛ چنان كه عصاى موسى سحر ساحران فرعون را باطل ساخت . و سحرى كه از تأثير نفسانى در جسماني است در صورتي كه قوهء واهمه در أصل خلقت بر قوهء عاقله قوى و نيرومند بوده ، و به رياضت كار قوهء واهمه بالا گيرد ، و به همين سبب طبايع را از طبع آنها باز دارد و عمل و فعاليت آنها را باطل سازد . ( به باب نهم اسرار الآيات رجوع شود ) . چشم زخم سبب اين موضوع حالتى نفسانى است كه در ذات شخصى كه به شگفت در مىآيد پديدار مىشود و در متعجب منه ( كسى كه مورد چشم زخم واقع مىشود ) ضعف و نقصانى پديد مىآيد . اين حالت را بايد در نفوس پليد يافت . به طور خلاصه ، نفس كسى كه به شگفت در مىآيد داراى خاصيتى مىگردد كه ضعف و نقصان در متعجب منه ايجاد مىكند . قاينى اقوال و آراء ديگر را در سبب چشم زخم بيان مىكند ، از قبيل اينكه از دل