حكيم قاينى

مقدمه 6

رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى

باب دوم در آنكه گروهى از عارفان را كه از اقتناص حطام دنيوى و گرد كردن آن اجتناب نمودند و از جناب عرور به جناب بارى - عز اسمه - توصّل جسته‌اند و در سلك مقدسان منتظم گرديده‌اند ، روا هست كه به قوهء روحاني بل به قدرت رحمانى بر كردن كارى اقدام نمايند كه از وسع ديگران بيرون بود و جز ايشان را بدان دسترسى نباشد و بدان فعل از ديگر مردمان ممتاز باشند . ( در اين مسئله و ساير مسائل زير ، مؤلف با نظر فلسفى مطلب را رسيدگى مىكند ) . باب سوم در آنكه روا بود كه گروهى از مردم از مغيبات آگاهى دهند و به آينده اعلام نمايند ، و وحى چه بود ، و چيزها را به خواب چون بيند ، و تأويل وحى چه باشد ، و تعبير خواب چه بود ، و روانهاى پاك چگونه به فرشتگان رسند ، و سخنان فرشتگان بشنوند ، بر آن وجه كه اخبار و آثار بر آن شهادت دهد . باب چهارم اندر آنكه كاهنى چه بود و كاهنان چه كسان باشند و كهانت به چه پديد شود . باب پنجم اندر آنكه به چه بود كه گروهى از مردم واله ولى خويش نمايند و سخنان گويند كه از غيب آگاهى دهد . باب ششم اندر آنكه برخى از آنان كه نه پيغمبر و امام باشند ، و نه ولى و كاهن ، و نه واله و بى خود ، چسان از غيب آگاهى دهند . باب هفتم در بيان آنكه ظهور و حدوث خوارق عادات چگونه باشد و وجود آن از كجا بود . باب هشتم اندر آنكه سحر چه بود و پيغمبر و امام به چه از ساحر جدا باشد . باب نهم اندر رسيدن چشم بد كه پارسيان آن را « چشم زخم » خوانند و كيفيت وجود آن . باب دهم اندر فوايد عزايم و تعاويذ . باب يازدهم در كيفيت وجود نيرنجات و پديد آمدن طلسمها بر آن وجه كه خرد