غياث الدين منصور دشتكي شيرازي

مقدمه 34

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور

گفت : همين است اتّصال عقل ، ونفوس را در عالم علوي اتّصال عقلي است ، نه جرمي ؛ وزود باشد كه بعد از مفارقت آن را بشناسى . پس أستاذ خود أفلاطون الهى را ستايش بسيار نمود ومن گفتم كه كسى از فلاسفهء اسلام به مرتبهء أو رسيد ؟ گفت : نرسيد ، بلكه به جزوى از هزار يك رتبهء أو نرسيد ومن جماعتى را كه مىشناختم ، نام مىبردم وأو التفات نمىكرد وچون سخن من به ذكر أبو يزيد بسطامى وسهل بن عبد اللّه ششترى وأمثال ايشان رسيد ، در روى أو بشاشتى مشاهده كردم وگفت كه اين گروه حكما وفلاسفهء حقّه‌اند كه از علوم رسمي گذشتند وبه علم اتّصالى حضوري شهودي رسيدند وبه علائق هيولا مشغول نشدند « فلهم الزّلفى وحسن مآب » وگذشتند از آنچه ما از آن گذشتيم وسخن گفتند در آنچه ما در آن سخن گفتيم . پس از من جدا شد ومن بر مفارقت أو گريستم واندوه بسيار خوردم . « 1 » 3 . زمينه‌هاى پيدايش حكمت اشراق در سير تاريخي انديشهء اسلامى ، عصر طلايى ترجمه ، يكى از شاخص‌ترين دوره‌هاست كه در رشد وشكوفايى انديشه وخرد جهان اسلام نقش بسزايى داشت . مسلمانان از يك سو در اثر فتوحات وكشورگشايىها واز سوى ديگر با نضج گرفتن نهضت جديد ترجمه كه در زمان حكومت خلفاى عبّاسى آغاز شد ، با فرهنگها وانديشه‌هاى جديد آشنا شدند .

--> ( 1 ) . ترجمهء محبوب القلوب ، سيّد احمد اردكانى ، نسخهء خطّى كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ، شمارهء 268 ط ، صص 269 - 279 . در سال 1375 ش تصويرى از اين نسخه از سوى رياست محترم مركز نشر ميراث مكتوب در اختيارم قرار گرفت ودر سال 1380 مجلّد نخست آن در شرح حال وآراى حكماى پيش از اسلام تصحيح واز سوى كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى منتشر شد .