غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
مقدمه 28
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور
مناسب آن است . واز اوست كه از خدا بخواه چيزى را كه هميشه با تو باقي ماند . واز اوست كه سعدا فائز گريدند به نعيم ابدى وسرور دائمي در حضرت جلال ربّ العالمين در مقعد صدق نزد مليك مقتدر كه از لذّات خود بيرون نمىآيند وبراي ايشان در آن حضرت مهيّاست هر چه خواهند واز آن لذّت برند واز عوارض هيولا مجرّد واز مزاحمت قوا خالىاند وبه أنوار شارقه اكتحال نموده ، به وجود مفارق خود وجه پروردگار را ناظرند وتمام وجه نفس ايشان وجه وعين است در بهشتى كه سبزى آن از زبرجد روييده ؛ وسنگريزه وسنگ آن درّ وياقوت است ؛ وحيات آن از أرواح طاهره است ؛ وچشمهسار آن ادراك وتعقّل است ؛ وقصور آن درجات ومراتب است وبه هر كس به موجب عمل عطا مىشود ؛ ودر درياهاى نور شنا مىكنند ؛ ودر فضاى ملكوت طيران مىنمايند ، نه تجدّد حالي ونه تغيّر أحوالي براي ايشان هست وزحمت وتعبى به ايشان نمىرسد ؛ ودر جنّة المأوى در سايهء سدرة المنتهى قرار دارند ؛ وگاهى به رياض أفق أعلى بالا مىروند وذوات ديگر آن نفوس را به آن أفق مىكشاند مانند جذب مغناطيس حديد را وآن ذوات باقىاند ومتعلّق به جلال لاهوت ؛ وبه ذوات خود هيچ التفات ندارند ودر درياى بهاء حق غريق ؛ واللّه غالب على أمره ولكنّ أكثر الناس لا يعلمون . سلام بر آن نفسي باد كه به مبدأ خود به واسطهء قطع علائق ناسوت نزديك شده است وسلام بر نفسي باد كه رياح ملكوت بر آن وزيده است . وا شوقاه إلى سرادق القدس وا أسفاه على العالم العقلي . وأيضا از اوست كه بايد تو را با حق تعالى معامله باشد كه هيچكس از بنى نوع خودت بر آن مطّلع نباشد . وبدان كه ديدهاى ملكوت به سوى تو نگرانند . بايد كه حيا پيشه نمايى . زيرا كه