صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 55

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

ما در اينجا به ذكر نكته‌هايى قابل توجّه كه در ميان تحليلهاى ملّا صدرا از گفته‌هاى آن خردمندان مىتوان يافت بسنده مىكنيم وگزارش تفسير گونه از مباحث اين رساله را به پايان مىبريم : 1 . صدر المتألّهين با جانبدارى از عقيدهء انباذقلس ( امپدكلس ) ، همهء اجزاء عالم را تشكيل يافته از عناصر چهارگانه مىداند ؛ يعنى أفلاك را نيز عنصرى مىشمارد ، نه اثيرى . ودر تأييد اين نظر ، به آراء عارفانى چون ابن عربى استناد مىكند ومىگويد : « كون الأفلاك عنصريّة ممّا ذهب إليه بعض العرفاء ، كالشّيخ العارف المحقّق محيي الدّين الأعرابيّ الطّائيّ - قدّس سرّه » . « 1 » همچنين در ذيل كلامي از إسكندر افروديسى تأكيد مىكند كه : هر چه بر آن ، زمان بگذرد ، ناچار پذيراى كون وفساد بوده صورتهاى نوبه‌نو بخود مىگيرد ؛ واجرام فلكى نيز اينچنينند . « 2 » 2 . در تحليل سخنى از سقراط ، با عباراتى كوتاه وگويا بر اين مطلب تأكيدى دو چندان مىكند كه آنچه صلاحيّت متّصف شدن به صفت « حادث » را دارد ، تك تك اشخاص عالم در هر لحظه است ؛ نه مجموعهء عالم ونه ماهيّت كلّى آن ، زيرا هر دو اعتباري هستند . « 3 » امّا حادث بودن هر يك از اشخاص عالم بدين دليل است كه علّت حدوث در همهء آنها - فلكيّات وعنصريّات - وجود دارد ، وآن اينكه همگى مادّى هستند ؛ وبنابر نظريّهء حركت جوهري ، مادّهء أجسام نيز همچون صورت آنها در تغيّر دائمي است ، ولذا هيچ مادّهء شخصي ثابت ودائمي را براي هيچ جسمي نمىتوان در نظر گرفت « 4 » . 3 . ملّا صدرا با دفاع از نظريّهء مثل افلاطونى مىگويد : خرد پيشگانى كه پس از

--> ( 1 ) همين رساله ، ص 167 . ( مأخذ اين نظر ابن عربى را نيافتيم . ) ( 2 ) رك : همين رساله ، ص 232 . ( 3 ) رك : همين رساله ، مقدّمهء مصحّح ( ص چهل وچهار - چهل وشش ) . ( 4 ) رك : همين رساله ، ص 176 .