صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 52

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

مكتب حكمت متعاليه نزديك شد « 1 » : « مخلوق » و « حادث » ، در مفهوم يكسان نيستند ؛ امّا در مصداق با هم مساويند . مىتوان « مخلوق بودن » يك موجود را فهميد ، بدون آنكه نيازى به فهم « حادث بودن » آن داشته باشيم ؛ ولى « خلق » بدون « حدوث » تحقّق عيني نمىيابد ، يعنى حدوث لازمهء خلقت است وهر مخلوقى حادث است ، همانگونه كه هر حادثى مخلوق است . ملّا صدرا در بخش پايانى اين فصل - تحت عنوان « تأييد » - تلقّى خود از حدوث عالم جسماني را با آورده‌هاى پيامبران الهى وگفته‌هاى حكيمان پيشين همسو مىشمارد . وى بر اين نكته تأكيد مىكند كه حكمت حقيقي آن است كه برگرفته از وحى الهى باشد ، وهر كه دينش دين أنبياء نباشد هيچ بهره‌اى از حكمت ندارد ؛ زيرا معرفت راستين حقايق وشناخت أحوال مبدأ ومعاد جز با بهره‌يابى از يافته‌هاى وحيانى حاصل نمىشود . اين معرفت ، همان حكمتى است كه قرآن كريم در شأن ومنزلت برخورداران از آن مىگويد : . . . وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً . . . « 2 » . در پايان ، صدرا با تعظيم بسيار از پيشگامان حكمت ياد مىكند ومىگويد : گمان نيك به آنان اين است كه همگى در اعتقاد به حدوث عالم - اعمّ از جواهر واعراض ، أفلاك وعناصر ، بسائط ومركّبات - همداستان بودند ؛ ولى پيچيدگى ودشوارى اين مسأله سبب شده است تا آيندگان مراد آن بزرگان را بدرستى درنيافته ، أحيانا از مسير حكمت حقيقي منحرف شوند .

--> ( 1 ) نيز رك : همين رساله ، مقدّمهء مصحّح ( ص بيست ونه - سى ) . ( 2 ) سورهء 2 ( البقرة ) ، آيهء 269 .