صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 38

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

عنوان « حكمة مشرقيّة » نتايجى چون ( 1 ) اصالت وجود ، ( 2 ) وقوع حركت اشتدادى در وجود اعراضى مثل كمّ وكيف ، و ( 3 ) عينيّت وحدت وكثرت - يا بقاء وحدوث - در چنان وجود اشتدادى ، را لازمهء آن گفته‌ها مىداند ؛ وسپس در « تفريع عرشيّ » مىگويد : وقتي بتوانيم بر پايهء اصالت وجود ، حركت اشتدادى وتجدّد در اعراضى چون كمّ وكيف را - كه أنواع بىنهايتى بين مبدأ ومنتهاى آن حركت قابل انتزاع است - با حفظ وحدت وشخصيّت اتّصاليشان تصوّر كنيم ، همينگونه مىتوان تصوّر كرد كه يك جوهر طبيعي داراى وجودي واحد ومستمرّ ودر عين حال متجدّد ومتحرّك باشد . گويى در اين مقام ، صدر المتألّهين مىخواهد مطابق مباني فيلسوفان مشّائى - كه مثل افلاطونى را باور ندارند - امر ديگرى را بعنوان حافظ وحدت وشخصيّت يك جوهر در حركتش پيشنهاد دهد ؛ بدين بيان كه با پذيرفتن اصالت وجود ، پيوستگى وجودي جوهري كه ذاتا متحرّك است - در عين گسستگى ماهوى بين اجزاء حركتش - براي وحدت شخصي وشخصيّت واحد آن جوهر كفايت مىكند . أصل اصالت وجود در تبيين حركت جوهري ورفع اشكالات وارد شده بر آن بسيار كارساز است . يكى از اشكالاتى كه در سخنان حكيمانى چون ابن سينا وبهمنيار آمده اين است كه با فرض وقوع حركت در جوهر ، ديگر موضوع ثابتي براي حركت باقي نمىماند تا حافظ وحدت وشخصيّت متحرّك باشد . امّا بر پايهء مباني صدرايى ، أساسا در حركت نيازى به موضوع ثابت نداريم ؛ زيرا وحدت وشخصيّت متحرّك ، نه به موضوع ثابت ، بلكه به وجود متّصل وپيوستهء آن است . در حركت جوهري ، كه صورت ومادّهء جسم دائما در حال تبدّل هستند « 1 » ، روشن

--> ( 1 ) بنابر نظر ملّا صدرا ، چون تحصّل مادّه به صورت است ، وبدون صورت نمىتوان وجودي براي مادّه فرض كرد ؛ با تبدّل صورت ، مادّه نيز متبدّل مىشود . بنابراين ، نبايد پنداشت كه موضوع ثابت در حركت - جوهري همانا مادّه است .