صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 31

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

مىرود وبر آفريده بودن وخود اتّكا نبودن آنها تأكيد مىشود ؛ ولى هيچ آيه‌اى از آيات قرآن را نمىيابيم كه به صراحت بر حدوث جهان - بمعناى آغاز زماني داشتن كلّ عالم ، كه مورد نظر متكلّمان است - دلالت داشته باشد « 1 » ، هر چند مىتوان آياتي را يافت كه در تأييد نظريّهء خاصّ ملّا صدرا دربارهء حدوث « 2 » بكار آيد . فصل دوم در اين فصل ، با برشمردن معاني « قوّه » و « فعل » ، نكاتى را روشن وأصولي را پىريزى مىكند تا در موضع مناسب آنها را بكارگيرد : 1 . « قوّه » بمعناى امكان پيدايش فعلى يا انفعالى از يك شئ - در مقابل « فعليّت » بمعناى حالت پيدا شده - مرادف با « امكان استعدادي » است . البتّه - همانطور كه در فصل اوّل يادآور شد - گاهى آن دو در مقابل هم قرار مىگيرند ، بدين معنى كه امكان قريب را « استعداد » وامكان بعيد را « قوّه » مىنامند ؛ وبدين لحاظ ، مىگويند كه در هيولاى نخستين قوّهء همهء أشياء هست ، نه استعداد آنها . 2 . ديگر از معاني « قوّه » ، فاعليّت اختياري وتوان انجام يك فعل از روى اراده است ، كه آن را « قدرت » مىنامند . در تعريف قدرت ، متكلّمان وفيلسوفان با هم اختلاف دارند : اگر فعلى دائما از فاعلى سر بزند ، متكلّمان آن فاعل را « قادر » نمىخوانند ؛ وبر اين

--> ( 1 ) فخر رازي نيز سخنانى در بيان اين مطلب دارد . رك : فخر الدّين الرّازيّ ، المطالب العالية من العلم الإلهيّ ، بيروت ، دار الكتب العربيّ ، 1407 ق ، ج 4 ، ص 29 - 33 . ( 2 ) رك : همين رساله ، فصل پنجم ودهم .