صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 16
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
مشرب ومسلك آنان را متفاوت نمىيافتند . اكنون ، با آگاهى از اينكه ملّاصدرا در مسائل بنيادى ، دين وفلسفه را همآوا وفلاسفهء نخستين را همنظر مىانگارد ، بهتر مىتوانيم روح نظريّهء وى را دربارهء حدوث جهان دريابيم . تلاش واهتمام صدر المتألّهين بر آن است تا در يك تركيب متعالي ، تصويرى از حدوث جهان بدست دهد كه از سويى با گفتههاى نخستين فيلسوفان وآوردههاى وحيانى أديان سازگار وهمخوان بنمايد ، واز ديگر سو ، از كژيهاى ظاهر انديشى متكلّمان وتأويل گرايى « 1 » فيلسوفان متأخّر بر كنار باشد . صدرا معتقد است كه همهء أديان الهى وحكماى پيشين بر حدوث عالم اتّفاق دارند ، ومراد آنها از « حدوث » نيز « حدوث زماني » است ؛ وأساسا « حدوث » را بدون « زمان » نمىتوان فهميد . وى تعبير « حدوث ذاتي » را كه فلاسفهء متأخّر اسلامى در تأويل وتفسير متون ديني پيشنهاد كردهاند ، نمىپسندد ؛ اصطلاح « حدوث ذاتي » در نظر أو مفهومي بيش از وابستگى موجود ممكن به غير خود را نمىرساند ، واز معناى حقيقي « حدوث » بسيار بدور است . « 2 » البتّه بايد توجّه داشت كه حدوث زماني در مكتب صدرايى ، معنايى غير از آنچه مورد نظر متكلّمان است پيدا مىكند : در اين مكتب ، « حدوث » به معناى « پديد آمدن جهان در زمان » نيست ، بلكه به معناى « پديد آمدن جهان با زمان » است . اين معنا از حدوث ، لازمهء معناى حركت جوهري وبلكه عين آن است ؛ ولذا بدون آن فهميده نمىشود . هر تغيّر جوهري ، يك آغاز ، ودر همان حال ، يك پايان است ؛ واين به معناى حادث شدن جوهري جديد است كه عينا زائل شدن جوهري ديگر است . « جهان » را
--> ( 1 ) مقصود ، تأويل « حدوث » به « حدوث ذاتي » است ، كه در چند سطر بعد بدان اشاره خواهيم كرد . ( 2 ) رك : همين رساله ، مقدّمهء مصحح ، ص بيست وهفت .