صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 15
رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )
مسأله است كه همواره كانون توجّه خردورزان ودين انديشان بوده است ؛ وديگرى چهرهء ممتاز وتازهاى است كه اين مسأله در پرتو مباني ويژهء حكمت متعاليه پيدا مىكند . در حوزهء فلسفه والهيّات اسلامى ، شايد بتوان گفت كه صدر الدّين شيرازي سرآمد كساني است كه همسو با آموزههاى مكاتب نو افلاطونى « 1 » ، تلاش مىكند تا أفكار فلسفي بشر را بهرهور از يافتههاى انبياى الهى نشان دهد ؛ وبدينسان ، دين وفلسفه را در مبدأ ومقصد يگانه بنماياند . « 2 » بطور كلّى ، در تحليل آراء ونظريّات ملّاصدرا بايد اين نكتهء اساسى را در نظر داشت كه وى ، يك فيلسوف محض نيست ، بلكه فيلسوفى است عارف وديندار . در مكتب صدر المتألّهين ، عناصر ديني وعرفانى وفلسفي سخت به هم آميختهاند ؛ أو فلسفه وعرفان ودين را سه معرفت بيگانه از هم نمىبيند ، بلكه آنها را زبانهاى مختلفي براي تعبير از حقيقتي يگانه مىداند . از سوى ديگر صدرا بر اين باور است كه حكيمان نخستين - از آن رو كه همگى نور حكمت را از چراغدان وحى ونبوّت برگرفتهاند « 3 » - در مسائل عمدهاى چون « حدوث عالم » همرأى وهمداستانند ، واختلافشان تنها در ألفاظ وتعبيرات ونحوهء بيان مطالب است ؛ واگر خردمندان بعدى به رمز وراز دار بودن كلام آن حكيمان توجّه داشتند ،
--> ( 1 ) بويژه با توجّه به اين نكته كه ملّاصدرا استفادههاى فراوانى از نظريّات افلوطين در كتاب اثولوجيا برده ، ودر مسائل بسيارى - از جمله مسألهء « حدوث عالم » در همين رساله - بدان استناد كرده است ؛ هر چند در آن زمان ، ملّاصدرا وديگران آن كتاب را اشتباها نوشتهء أرسطو مىدانستند . ( 2 ) رك : صدر الدّين الشّيرازيّ ، الحكمة المتعالية ، بيروت ، دار إحياء التّراث العربيّ ، 1981 م ، ج 7 ، ص 326 . ( 3 ) تعبير « اقتباس از مشكلات نبوّت » را كه ملّاصدرا بكار مىبرد ، در كتاب ملل ونحل شهرستانى نيز ديده مىشود . ( رك : الشّهرستانىّ ، الملل والنّحل ، تخريج محمّد بن فتح اللّه بدران ، القاهرة ، مكتبة الإنجلو المصريّة ، بىتا ، ج 2 ، ص 72 . )