صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 64
كسر أصنام الجاهلية
خدا ، بدون لغزش وگناهى مىگذرانند ، از سوء خاتمت وخسران عاقبت در امانند واين أعلى درجهء عارفان است . وامّا كساني كه حبّ رياست وتعصّبات نفساني وانكار واستكبار وتبسّط در بلدان وتسلّط بر مردمان بر آنها چيره شده است ، در معرض سوء عاقبت قرار دارند . زيرا سبب سوء خاتمت دو چيز است : اوّلى - كه أعظم واشدّ است - چيره شدن اعتقادات تعصّبى است ، كه از طريق كشف وبرهان يقيني به دست نيامده ، بلكه حاصل تقليد وعلوّ واستكبار است ؛ چون كساني كه عقايد خود را از مجادلان كممايه مىگيرند ونيز آنان كه در بحث وتفكّر محض فرو مىروند واز بحثهاى عقلي به حدود أنوار مكاشفه - كه در عالم نبوّت وولايت مىتابد - فرا نمىروند ، اينها دينشان فاسد بوده ، فاقد طريق كشف ويقين هستند وبهنگام مرگ دچار شكّ وترديد ويا جحود وانكار مىشوند . دومى استيلاى حبّ دنيا وطلب جاه ومنزلت است ، كه درد وبلائي عظيم است ؛ زيرا موجب ضعف ايمان مىشود ، كه موجب ضعف محبّت خداست . تأكيد مىكند كه محبّت يا عين معرفت است ويا برابر با آن ؛ پس ملازم با معرفت است واز آن جدا نمىشود ؛ وضعف آن در واقع دليل ضعف معرفت است . خلاصه ، سبب دنيا دوستى ، كمي معرفت به خدا است . البتّه در عين حال ، معاشرت با أهل وعيال وكسب مال باندازهء كفايت ، بدون اينكه تعلّق خاطري بدانها باشد مستثناست وبحسب وظيفهء ديني بايسته است . فصل نهم در ذكر پارهاى از علامات ونشانههاى دوستان خدا وأوصاف آنهاست ، بترتيب ذيل : 1 . دوست داشتن مرگ ، كه مستلزم ديدار دوست است از طريق مكاشفه ومشاهده . 2 . طلب خلوت وانس با مناجاة وتلاوت كتاب خدا . 3 . همواره در راه دوست بودن وتقرّب به أو با انجام نوافل .