صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمه 65
كسر أصنام الجاهلية
4 . دوستدار علم وعلما بودن . 5 . دوست داشتن علم هيئت وعلم سلسلهء أسباب نازلهء از خدا ومعرفت عظائم أمور الهى از عقول ونفوس كلّى وعلم نفس آدمي وكيفيّت تشريح اعضا واحشاى بدن ؛ كه اگر اينها را نداند ، نمىتواند به معرفت أو نائل شود . 6 . دوست داشتن خلق خدا ومهربان بودن با آنها ، كه دوستدار خدا بايد دوستدار همهء مخلوقات باشد . زيرا همه مصنوع ومعلول أو هستند وعشق به علّت از عشق به لوازم وآثار آن جدا نمىشود ؛ بلكه محبّت آثار ، از اين حيث كه آثار است ، عين محبّت مؤثّر است . 7 . كوچك دانستن خود در برابر شدّت عظمت وجلال محبوب وخوف از أو . البتّه اين خوف ، برخلاف خوف از غضب وعقاب ، منافى با محبّت نيست . 8 . بالآخرة ، از جملهء نشانههاى دوستان خدا ، اجتناب از ادّعا وتبرّى از اظهار وجود خود ومحبّت به اوست . در ذيل با عنوان « هدايت تنبيهي » مىگويد : كسى كه محبّتش به خدا تمام وخالص باشد ، حركات وعباداتش هرگز آلودهء به غرض نفساني نباشد ؛ وامّا اين متصوّر نيست مگر با اكتساب معارف ربّانى وحقايق الهى ، كه در نهايت متوقّف بر عرفان ذوقي است . بالآخرة با عنوان « شك وازاحه » اين شبهه وپرسش را گوشزد مىكند كه محبّت منتهاى مقامات است واظهار آن نيز خير است ، پس چرا گفته شد كه از اظهار آن بايد خوددارى كرد . پاسخ مىگويد كه هم محبّت ستوده است وهم ظهور آن ؛ امّا آنچه مذموم ونكوهيده است تظاهر به آن است ، چرا كه در آن نوعي دعوى واستكبار است .