فخر الدين الرازي
مقدمه 34
شرح الاشارات والتنبيهات
حركت فلك را زمان مىدانند . همهء اين أقوال را شيخ الرّئيس در فصل دهم از مقالهء دوّم طبيعيّات « شفاء » آورده وردّ كرده است « 1 » . فلاسفه آن را عرض ومقدار غير قارّ الذّات ، ووجود آن را وابسته به مادّه وتغيير وتجدّد آن دانستهاند « 2 » . أبو البركات بغدادي زمان را مقدار وجود مىداند نه مقدار حركت ، وبنابر اين زمان با وجود ملازمه دارد وهمهء موجودات وجود زماني دارند « 3 » . امّا فخر رازي در آثار خود عقايد متفاوتى را دربارهء زمان اظهار كرده است . أو در بسيارى از آثارش همچون متكلّمان آن را امرى موهوم دانسته است ، از جمله در « المحصّل » ضمن بحث مفصّلى كوشيده است تا ثابت كند براي زمان وجودي جز در وهم نيست « 4 » . در « شرح عيون الحكمة » به تأييد مذهب أفلاطون كه معتقد بود زمان جوهري قائم بالذّات ومجرّد از مادّه است مىپردازد ودر اثبات آن وردّ نظر أرسطو كه زمان را مقدار حركت مىدانسته است اصرار مىورزد « 5 » . در « المباحث المشرقيّة » بعد از بيان مذاهب مختلف وايراداتى كه بر هر يك وارد است از درك حقيقت زمان وبيان حقّ در اين باره اظهار عجز كرده وگفته است : انتظار تو از اين كتاب بايد اين باشد كه اقوالى را كه از هر طرف ممكن است گفته شود استقصاء كند . امّا اين كه قول ضعيفى را به خاطر پيروى كوركورانه از قومي به خود ببنديم ، اين كار را در أكثر مسائل نكردهايم تا چه رسد به اين مسئله « 6 » . ابن سينا در طبيعيّات « شفاء » وجود زمان را از دو راه : يكى از راه حركت وديگرى از راه حدوث وقدم اثبات كرده است . امّا در كتاب « إشارات » از راه حدوث وقدم كه با حكمت الهى تناسب دارد به اثبات آن پرداخته است . أو مىگويد :
--> ( 1 ) - « شفاء » ؛ سماع طبيعي ، مصر 1952 م . ؛ ص 154 - 148 . ( 2 ) - مصدر سابق ؛ ص 9 - 154 وهمين كتاب ؛ ص 401 . ( 3 ) - « المعتبر » ؛ حيدر آباد دكن 1358 ه . ؛ ج 2 ؛ ص 80 - 71 . ( 4 ) - « المحصّل » در : خواجة نصير الدّين طوسي ؛ « تلخيص المحصّل . . . » ؛ به اهتمام آقاى عبد اللّه نوراني ؛ بيروت 1985 م . ؛ ص 136 . ( 5 ) - « شرح عيون الحكمة » ؛ تحقيق احمد حجازي ، تهران ( مؤسسة الصادق ) ؛ 1373 ش . ؛ ج 2 ؛ ص 127 - 128 . ( 6 ) - « المباحث المشرقيّة » ؛ ج 1 ؛ ص 647 .