فخر الدين الرازي
مقدمه 33
شرح الاشارات والتنبيهات
فعلى است از ميان سائر افعالى كه انتخاب آنها ممكن است . وبراي هر يك از آنها غايتى مخصوص است . بنابر اين فكر وشعور براي تخصيص وتعيين فعل است ونه براي غايتدار كردن آن » « 1 » . وعجيب آن كه خود فخر رازي در كتاب « المباحث المشرقيّة » همين اشكال را طرح وبا كلامي قريب به سخن شيخ در « شفاء » از آن پاسخ گفته است ، امّا در اينجا به آن جواب اشارهاى نكرده است « 2 » . بعلاوة ابن سينا در آخرين فصل از نمط هشتم براي همهء أجسام - علاوة بر جواهر عقلانى ونفساني - شعوري بسيط وعشق وشوقى كه محرّك آنها براي تشبّه به ما فوق است قائل مىشود « 3 » . أو همچنين رسالهء مستقلّى دربارهء عشق وسريان آن در جميع كائنات تأليف كرده است « 4 » . 4 - تشكيك در وجود « زمان » يكى از مباحث مهمّ فلسفي مبحث زمان است . در موضوع زمان مسائل زيادى هست كه دو مسأله در درجهء اوّل از اهميّت قرار دارد : اوّلى در « هليّت » بسيطهء زمان ، يعنى اين كه آيا أصلا چيزى به نام زمان در خارج وجود دارد ، يا وجود آن ذهني ووهمى است ؟ ودوّمى در « ماى » حقيقيّهء زمان ، يعنى اين كه ماهيّت آن چيست ؟ شيخ الرّئيس در فصل چهارم از نمط پنجم « إشارات » به اثبات وجود زمان ودر فصل پنجم به بررسى ماهيّت آن پرداخته است . دربارهء حقيقت زمان أقوال زيادى وجود دارد : برخى أساسا وجود زمان را انكار كردهاند ، وبعضي آن را موجود دانسته ولى در خارج به هيچ وجه اعيانى براي آن قائل نشدهاند بلكه آن را امرى موهوم پنداشتهاند ، وديگران آن را نسبت حوادث به يكديگر پنداشتهاند . در مقابل كساني كه براي زمان وجود خارجي قائل شدهاند بعضي آن را جوهري أزلي ومفارق از جسمانيّات دانستهاند ، وبعضي خود حركت يا
--> ( 1 ) - عبارات أو چنين است : « . . . وليس إذا عدمت الطّبيعة الرّويّة وجب من ذلك أن يحكم بأنّ الفعل الصّادر عنه غير متوجّه إلى غاية . فإنّ الرّويّة ليست لتجعل الفعل ذا غاية ، بل لتعيّن الفعل الّذى يختاره من بين سائر الأفعال جايز اختيارها لكلّ واحد منها غاية تخصّه ، فالرّويّة لأجل تخصيص الفعل لا لجعله ذا غاية » . ( شفاء ، طبيعيّات ، سماع طبيعي ، قاهره 1952 م . ؛ ص 72 ) . ( 2 ) - فخر رازي ؛ « المباحث المشرقيّة » ؛ ج 1 ؛ ص 5 - 531 . ( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 588 . ( 4 ) - رسائل ابن سينا ؛ « رسالة العشق » ؛ قم ( انتشارات بيدار ) 1400 ق ؛ ص 397 - 393 .