فخر الدين الرازي

مقدمه 24

شرح الاشارات والتنبيهات

يعنى اگر حقيقت جسم فقط صورت جسميّه بود در صورت عروض انفصال بايد جسم از بين مىرفت ، در حالي كه از بين نمىرود . پس معلوم مىگردد غير از صورت جسميّه كه اتّصال وپيوستگى بالذّات است بايد حقيقت ديگرى باشد كه گاهى اتّصال را مىپذيرد وگاهى انفصال را . وآن هيولا است كه قابليّت محض بوده وفي حدّ ذاته نه منفصل است ونه متّصل بلكه پذيراى هر دو . ايراد فخر رازي بر برهان اثبات هيولا فخر رازي دو تقرير از برهان « فصل ووصل » ارائه مىكند كه هر دو مبتنى بر قاعدهء « كلّ حادث مسبوق بإمكان وبمادّة » مىباشد . أو اظهار مىدارد كه اين انفصالى كه عارض مىشود قبل از حصولش ممكن الحصول است . پس امكان عروض انفصال قبل از حصول انفصال موجود است . واين امكان نيازمند محلّ ومادّه است . وچون محلّ آن صورت جسميّه كه عين اتّصال است نمىتواند باشد ، پس بايد چيز ديگرى باشد كه نامش هيولا است . أو بر اوّلين تقريرى كه از كلام شيخ ارائه مىكند تشكيكى وارد مىسازد به اين بيان كه : جسم قبل از عروض انفصال يك جسم بود وبعد از انفصال دو جسم شد . پس آنچه زائل شده « وحدت » بوده ، وآنچه عارض شده « اثنينيّت » است ، واين دو عرض‌اند كه محلّ آنها جسم مىباشد . بنابر اين بعد از عروض انفصال جسم بودن جسم از بين نمىرود بلكه عرضى از اعراض آن از بين مىرود كه خارج از حقيقت جسم است « 1 » . أو سپس مىكوشد برهان را به گونه‌اى ديگر تقرير كند كه اين اشكال بر آن وارد نباشد « 2 » . امّا بر آن تقرير هم اشكال وارد مىكند وآن اينكه : مطابق قول شما لازم مىآيد كه حدوث انفصال در جسم موجب اعدام كلّى آن بشود ، زيرا جسم قبل از انفصال يا داراى مادّهء واحدى هست يا نيست . اگر داراى مادّهء واحد است ، پس آن مادّهء واحد بعد از عروض انفصال يا به وحدت قبلي خود باقي است يا نيست . احتمال اوّل باطل است ، زيرا : اگر با بقاء مادّه به وحدت قبل از انفصال ، صورت جسميّة هم به وحدت قبلي خود باقي بماند لازم مىآيد مادّه وصورت هر يك از دو جزء حادث بعد از انفصال ، عين مادّه وصورت قبل از انفصال باشد ( يعنى لازم مىآيد كه هيچ انفصالى صورت نگرفته باشد ) ، واين خلاف فرض است . امّا اگر با بقاء مادّه به وحدت قبل از انفصال ، صورت جسميّه به وحدت قبلي خود باقي نماند لازم

--> ( 1 ) - همين كتاب ؛ ص 25 . ( 2 ) - همين كتاب ؛ ص 6 - 25 .