فخر الدين الرازي
مقدمه 16
شرح الاشارات والتنبيهات
تحليل قرارداده كه آنها را به يك اثر فلسفي شبيهتر نموده است تا به يك اثر كلامي ؟ به راستى أو متكلّم است يا فيلسوف ؟ أو مدافع فلسفه است يا مخالف آن ؟ اگر متكلّم است پس از روى آوردن به فلسفه وآميختن آن با كلام چه قصدي داشته است ؟ اگر فيلسوف است پس از اين همه ايراد واشكال بر فلاسفه چه منظورى داشته است ؟ بعضي از دوستانش در أو به چشم يك متكلّم بزرگ كه كلام اشعرى را به أوج شكوفائى خود رسانده است نگريسته واز أو به عنوان « امام المتكلّمين » ياد كردهاند . « 1 » وگروهى ديگر كه بعد فلسفي شخصيت أو را مهم يافتهاند در أو به چشم يك مدافع فلسفه نگريسته وأو را در كنار فارابى وابن سينا در زمرهء استوانههاى حكمت به شمار آورده وشايستهء لقب « سيّد الحكمائى » اش دانستهاند . « 2 » امّا در مقابل مخالفانش گروهى از كراميّه وحنبليان وپيروان ابن تيميّه به جرم روى آوردن به فلسفه وكلام بر أو تاخته وحتى تكفيرش كرده وأو را به « متكلّم متفلسف » ملقّب ساختهاند . « 3 » وگروهى ديگر به جرم مخالفت با فلسفه وخرده گيرى بر حكما از أو به عنوان « امام المشكّكين » ياد كردهاند كه هنرى جز تشكيك نداشته واز « سرائر حكماء متألّه » چيزى تحصيل نكرده است . « 4 » بعلاوة وجود آراء متباين در مجموعهء آثار ونوسان وتردّد أو ميان آراء مختلف سبب شده است كه بعضي فكر كنند أو از يك نظام فكرى منسجم ومنطقي برخوردار نبوده است . بعضي از محقّقان براي رفع دوگانگى در شخصيّت أو وتوجيه آراء متعارض در آثار أو ، براي أو مراحل مختلفي از تحوّل در حيات فكريش قائل شدهاند كه در آغاز حيات علمىاش به كلام روى آورده ، سپس از كلام به فلسفه گرائيده ، بعد از مدّتى مجدّدا به كلام روى آورده ، وسرانجام در أواخر عمر از همهء اينها روى گردانده وبه روش قرآني روى آورده واز اين كه زندگيش را صرف فلسفه وكلام كرده پشيمان بوده است . « 5 » امّا با اندكى تأمّل واضح مىگردد كه اين مرحله بندى چندان أساس محكمى ندارد زيرا : أوّلا تاريخ تأليف همهء آثار أو معلوم نيست . ثانيا آنچه معلوم ومسلّم است اين كه أو كتابهاى « المطالب العالية » و
--> ( 1 ) - سبكى ، « طبقات الشّافعيّة الكبرى » ؛ ج 5 ، ص 33 ؛ وكبرىزاده ، « مفتاح السعادة » ؛ ج 2 ، ص 116 . ( 2 ) - ابن أبي اصيبعة ؛ « عيون الانباء » ، ص 462 ؛ وكبرىزاده ، « مفتاح السعادة » ؛ ج 1 ، ص 318 . ( 3 ) - صفدى ، « الوافي بالوفيّات » ؛ ج 4 ، ص 2 - 250 ؛ وزرّكان ، « فخر الدين الرّازى وآراؤه الكلاميّة والفلسفيّة » ، ص 7 - 616 . ( 4 ) - شهرزورى ؛ « نزهة الأرواح وروضة الأفراح » ، ص 393 . ( 5 ) - زرّكان ، « فخر الدّين الرّازى وآراؤه الكلاميّة والفلسفيّة » ، ص 628 .