فخر الدين الرازي
مقدمه 17
شرح الاشارات والتنبيهات
« شرح عيون الحكمة » را در أواخر عمرش نوشته واينها سراسر كلام وفلسفه است . ثالثا آثار قرآني وتفسيري أو وبخصوص « تفسير كبير » أو پر از مطالب كلامي وفلسفي است . برخى ديگر براي رفع تعارض فقط آثاري را كه بيشتر جنبهء كلامي دارد ، ودر آنها فخر رازي از فلاسفه فاصله گرفته است ، را مبيّن اعتقادات واقعي وشخصي أو مىدانند ، ولى دربارهء آثاري مانند « المباحث المشرقيّة » و « المحصّل » كه به سبك كتابهاى فلسفي تأليف شده است معتقدند كه آنها را به قصد اثبات نظر فلاسفه ننوشته ، بلكه هدف أو فقط نقل آراء ايشان بوده است . مطالعه ظاهري كتاب « المباحث المشرقيّة » كه در آن مسائل به شيوهء كاملا فلسفي مورد تجزيه وتحليل قرار گرفته ممكن است اجازه چنين قضاوتى را در بدو امر به ما بدهد ، بخصوص كه خود فخر رازي هم در مقدّمهء اين كتاب اظهار مىدارد : هدف أو از تأليف اين كتاب آن بوده كه مىخواسته آنچه در كتابهاى پيشينيان ديده ويا خوانده است ، در هر باب لباب وچكيدهء آن را برگزيند . پس از تبيين وترتيب مطالب ، آنها را تأييد يا نقض كند . بر آنها شكهاى جدّى واعتراضهاى مشكل وارد سازد ، وبعد اگر بتواند از آن ايرادها جواب كافى وشافى بدهد . أو مصمّم است در اين كتاب نه بىجهت با پيشينيان مخالفت كند ونه خود را ملزم به تقليد وتبعيّت از آنها بداند ، بلكه بكوشد تا راه اعتدال در پيش گرفته وقول بهتر را برگزيند « 1 » . امّا با همهء اينها حتّى در مورد همين كتاب هم توجّه به چند نكته لازم است : 1 - هرگز نمىتوان « المباحث المشرقيّة » را يك اثر فلسفي خالص از نوع فلسفهء مثلا فارابى يا ابن سينا دانست ، كه هدف آن توضيح يا تكميل يا اصلاح فلسفه مشّائى است . بلكه فلسفهاى كه أو در اين كتاب عرضه داشته است ، فلسفهاى از نوع خاصّ وبه شدّت متأثّر از آراء كلامي است كه در آن أصول وبراهين فلسفي تا آنجا مورد قبول واعتبارند كه با عقايد كلامي در تعارض نباشد وإلّا هر جا ميان قواعد فلسفي با مباني كلام اشعرى تعارضى روى دهد أو جانب متكلّمان را مىگيرد وآراء فلاسفه را مورد تخطئه قرار مىدهد . أو در همين اثر به ظاهر فلسفي در مسائل مهمّى از قبيل : اثبات هيولى ، اثبات صور نوعيّة ؛ امتناع اجتماع فعل وقبول در شئ بسيط ؛ عينيّت وجود وماهيّت در واجب ؛ مسبوقيّت حادث به مادّه ؛ قاعدهء « الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد » وامتناع صدور كثير از واحد وأمثال اينها ، به خاطر جانبدارى از آراء متكلّمان اشعرى به ابطال أصول مورد اتّفاق فلاسفه مىپردازد . 2 - أو در كتاب « اعتقادات فرق المسلمين والمشركين » مىگويد كه كتابهائى از قبيل : « نهاية العقول » و « مباحث المشرقيّة » و « ملخّص » و « شرح إشارات » وچند اثر ديگر را در ردّ بر فلاسفه نوشته
--> ( 1 ) - ر . ك : « المباحث المشرقية » ؛ قم ( انتشارات بيدار ) 1411 ه ؛ ج 1 ؛ ص 5 - 3 .