فخر الدين الرازي

مقدمه 15

شرح الاشارات والتنبيهات

شرح إشارات امام فخر رازي چنانكه در مقدّمه بخش منطق متذكّر شديم امام فخر الدّين محمّد بن عمر رازي ( 606 - 544 ه . ق . ) كتاب « الإشارات والتنبيهات » را يك بار شرح كرده ، وبار ديگر به نام « لباب الإشارات » آن را تلخيص كرده كه اين نشانهء عنايت وتوجّه أو به اين كتاب مىباشد . أو در شرح خود عبارتهاى موجز « إشارات » را تفسير كرده ودر أكثر موارد از عهدهء تبيين غوامض ومشكلات آن برآمده است ؛ امّا يكى از ويژگيهاى عمدهء شرح أو بخصوص در بخش الهيّات اين است كه أو بسيارى از أصول وقواعد مهمّ فلسفي را مورد نقض وتشكيك قرارداده ودر اين كار چنان پا را از حدّ اعتدال فراتر نهاده كه به قول خواجة نصير الدّين طوسي : « بعضي از ظريفان « شرح » أو را « جرح » نام نهاده‌اند . » « 1 » أو در اين بخش از شرح خودگاهى در خرده گيرى وانتقاد چنان راه افراط پيموده كه حتّى دليل اثبات واجب تعالى يا برهان توحيد هم كه از مسلّمات عقايد ديني بوده وبا مذهب اشعرى أو هم هيچ مخالفتي نداشته از تيرهاى نقد واعتراض أو مصون نمانده است ، وشگفت آن كه أو گاهى مطالبى را با دلايل متعدّد مورد نقض وتشكيك قرارداده كه همانها را در ساير تأليفات خود پذيرفته وبر صحّت آنها دليل اقامه كرده است . وشگفت‌تر آن كه أو اين همه اعتراض واشكال را در حالي بر فلاسفه وارد مىكند كه خود أو بيش از همهء متكلّمان قبل از خود به فلسفه روى آورده ودر آميختن كلام با آن ووارد كردن اصطلاحات وبراهين فلسفي در مباحث كلامي اصرار ورزيده است ، تا حدّى كه بعضي از تأليفات مفصّل أو مانند « المباحث المشرقيّة » ؛ « المطالب العالية » ، « المحصّل » وأمثال اينها به اثرى فلسفي شبيه‌تر شده است تا به يك اثر كلامي . وبه سبب وجود همين آراء متعارض در مجموعهء آثار أو ، وايفاء نقش در عرصه‌هاى متفاوت وتاختن بر فلسفه در كنار پرداختن به آن ، بعضي را بر آن داشته است تا پرسشها وقضاوتهاى مختلفي را درباره شخصيّت علمي ونظام فكرى أو مطرح كنند كه شايسته تحليل وگفتگوى بيشترى مىباشد . نظام فكرى وانگيزه فخر رازي از اعتراض بر فلاسفه به درستى اگر هنر بزرگ فخر رازي در « شرح إشارات » علاوة بر شرح وتفسير ، « اعتراض وتشكيك » است ، اين سؤال مطرح مىشود كه واقعا هدف أو از اين همه خرده گيرى بر فلاسفه چه بوده است ؟ آيا أو اين كار را از سر مخالفت با فلسفه وضربه زدن به آن انجام داده است ؟ اگر چنين قصدي داشته پس چرا در آثار ديگر خود چنان به فلسفه روى آورده ومسائل را به شيوهء فلسفي مورد تجزيه و

--> ( 1 ) - خواجة نصير الدّين طوسي ؛ « شرح إشارات » ؛ تهران 1379 ه . ؛ ج 1 ، ص 3 .