فخر الدين الرازي

مقدمه 4

شرح الاشارات والتنبيهات

در عين حال فقط يك فيلسوف شارح نبوده وپيروى أو كوركورانه وتعصّب‌آميز نيست . بلكه أو در بعضي موارد وبه ويژه در مباحث الهى كوشيده است در ساختار تفكّر مشّائى نوآورى كند وبه كمك آراء افلاطونى وبه خصوص عناصر عرفانى واشراقي فلسفه نو افلاطونى واز همه بالاتر به مدد جهان‌بينى اسلامى نظام فلسفي نوينى بنياد نهد كه اين نوآوريها وآميزه‌هاى غير ارسطوئى در كتاب « إشارات » بهتر مشهود است . به بعضي از أصول تفكّر أو در مباحث هستىشناسى ، خداشناسى وجهان‌شناسى اشاره مىكنيم : از آنجا كه موضوع فلسفه « موجود بما هو موجود » است هميشه مسأله « هستى » در تفكّر فلسفي از اهميّت ويژه‌اى برخوردار بوده است . ابن سينا هستىشناسى خود را از مفهوم « وجود » آغاز مىكند . وجود وموجود از بديهىترين مفاهيمى هستند كه درباره آنها هيچ توضيحي جز شرح الاسم نمىتوان داد ، ومفهومي اعمّ از محسوس است ونه آن گونه كه بعضي از مردمان توهّم كرده‌اند مساوى با آن « 1 » . مفهوم وجود با آن كه مشترك معنوي است وبر همه موجودات به يك معنى صدق مىكند امّا در عين حال مفهومي مشكّك است كه صدق آن بر افرادش به كمي وزيادى وشدّت وضعف است « 2 » . امّا مسأله مهمترى كه در نظام هستىشناسى فارابى وابن سينا نقش محورى دارد مسأله تمايز ميان وجود وماهيّت است . از جمله دلايلى كه أو بر تمايز وجود از ماهيّت در ذهن مىآورد اين است كه گاهى هستى چيزى بر ما معلوم است امّا نمىدانيم كه چيست ؟ مثل آن كه در وجود حيات شكّ نداريم امّا ماهيّت وحقيقت آن بر ما مجهول است . وگاهى بر عكس ماهيّت چيزى بر ما معلوم است ومىدانيم كه چيست امّا نمىدانيم كه آيا هست يا نه ؟ مثل آن كه مىدانيم مثلّث از خط وسطح است ومعناى آن را در مىيابيم امّا نمىدانيم كه آيا در خارج وجود مستقل وواقعي دارد يا نه ؟ پس از آنجا كه « معلوم غير از نامعلوم است » آشكار مىگردد كه وجود غير از ماهيّت است . « 3 » أو علاوة بر تمايز وجود از ماهيّت به مسأله عروض وجود بر ماهيّت در ذهن نيز توجّه كرده ومىگويد : « امّا هستى ، ماهيّت چيزى وجزئي از ماهيّت چيزى نيست ، يعنى چيزهائى كه داراى ماهيّتند هستى داخل در مفهوم آنها نيست ، بلكه عارض بر آنها است . » « 4 » امّا دربارهء اين كه آيا در جهان خارج هم وجود عارض بر ماهيّت است يا نه ؟ واگر نه پس در خارج اصالت با وجود است يا با ماهيّت ؟ بحث مستقلّى

--> ( 1 ) - « شفاء » ؛ الهيّات ؛ مصر 1960 م ؛ ج 1 ، ص 29 ؛ وهمين كتاب ، ص 336 . ( 2 ) - « شفاء » ؛ منطق ؛ مقولات ؛ مصر 1958 م . ؛ ص 10 . ( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 342 . ( 4 ) - همين كتاب ؛ ص 377 .