فخر الدين الرازي
مقدمه 42
شرح الاشارات والتنبيهات
ممكن الوجود است وبه مادّهء ديگرى نيازمند نيست « 1 » . نقد وبررسى ايرادهاى فخر رازي در پاسخ ايراد اوّل أو گفتهاند : اين اشكال ناشى از آن است كه أو بين خارجيّات واعتباريّات فرق نگذاشته است . حادث قبل از حدوثش اگر چه در خارج نفى محض وعدم صرف است امّا در عالم عقلي وبا اعتبار عقل موجود است ومىشود پرسيد كه آيا ممكن است يا واجب يا ممتنع ؟ امّا در مورد ايراد دوّم وسوّم أو بايد گفت : اين ايرادها در صورتي بر برهان ابن سينا وارد است كه مراد أو از « امكان » « امكان ذاتي » باشد ، امّا اگر مراد أو نوع ديگرى از امكان يعنى « امكان استعدادي » باشد اين اشكالها وارد نخواهد بود . امّا واقعا مراد ابن سينا از امكان در قاعدهء « كلّ حادث مسبوق بامكان الوجود وبمادّة » چيست ؟ آيا امكان ذاتي است كه در مقابل وجوب وامتناع قرار داشته واز موادّ ثلاث واعتبارات عقلي است ؟ يا امكان استعدادي است كه از اعراض خارجي مىباشد ؟ انصاف آن است كه سخن شيخ الرّئيس در اينجا از صراحت كافى برخوردار نيست . أو از يك طرف در آغاز برهان از امكاني سخن مىگويد كه در مقابل امتناع است . أو مىگويد : « هر حادثى قبل از وجودش ممكن الوجود است ، زيرا اگر ممتنع الوجود بود وجود پيدا نمىكرد » « 2 » . وبدون شكّ اين امكاني كه در مقابل وجوب وامتناع قرار دارد « امكان ذاتي » است . امّا از طرف ديگر أو در آخر برهان براي امكان مورد نظر خود وجود خارجي از نوع وجود اعراض قائل مىشود ومىگويد : « . . . اين امكان داراى وجود « لا في موضوع » ( وجود جوهري ) نيست ، بلكه يك معناى إضافي ( داراى وجود عرضى ) است كه نيازمند به موضوع مىباشد » . به اتّفاق نظر حكما وخود بو على هيچ يك از موادّ ثلاث داراى وجودي از نوع وجود اعراض نيستند وبراي آنها هيچ وجود « في نفسه » اى نيست تا گفته شود جوهرند يا عرض . موادّ ثلاث از اعتبارات عقلي - وبه اصطلاح متأخّران از معقولات ثانيهء فلسفي - مىباشند كه ظرف عروض آنها ذهن وظرف اتّصافشان خارج است ، امّا در خارج هيچ عروضى براي آنها نيست . پس اين كه شيخ الرّئيس براي اين امكان ، وجود خارجي از نوع وجود اعراض قائل شده ودر پايان از آن به به « قوّهء وجود » تعبير كرده است مىتوان فهميد كه مراد أو از امكان « امكان ذاتي » نيست ، بلكه همان « امكان استعدادي » است كه وجودي از نوع وجود اعراض دارد ؛ واز مقولهء « كيف » وقابل زوال وشدّت وضعف
--> ( 1 ) - ر . ك : همين كتاب ، 406 و 499 . ( 2 ) - ابن سينا ؛ « النجاة » ؛ ص 219 .