فخر الدين الرازي
مقدمه 41
شرح الاشارات والتنبيهات
برهان ابن سينا در اثبات قاعدهء فوق الذّكر به اختصار اين است : « هر حادثى قبل از وجودش ممكن الوجود است . پس امكان وجود براي آن حاصل است . اين امكان وجود غير از قادر بودن فاعل بر انجام فعل است . . . واين امكان امرى كه به خودى خود معقول وداراى وجود « لا في موضوع » باشد نيست ، بلكه يك معناى إضافي است كه نيازمند به موضوع است . بنابر اين « قوّهء وجود » وهمچنين « مادّه » ( مادّهاى كه حامل اين قوّه است ) بر وجود حادث سبقت دارند . » « 1 » شيخ الرّئيس در « نجات » والهيّات « شفاء » گفته است : « ما اين امكان وجود را « قوّهء وجود » وحامل آن را به اعتبارات مختلف : موضوع ؛ هيولى ؛ ومادّه مىناميم » « 2 » . نقدهاى فخر رازي فخر رازي وپيش از أو امام محمد غزّالى چون اين قاعده را از جمله دلايل اثبات قدم عالم دانستهاند به شدّت بر آن تاخته واز آن انتقاد كردهاند « 3 » . فخر رازي پس از تقرير برهان ابن سينا بر آن اشكال مىگيرد كه : 1 - حادث قبل از حدوث ، نفى محض وعدم صرف است وأصلا امر متعيّن ومتميّزى در كار نيست تا گفته شود يا واجب است ، ويا ممكن ويا ممتنع . هر حكمي محكوم عليه ( موضوعي ) لازم دارد . 2 - بر فرض كه حادث قبل از حدوث ممكن باشد مىگوييم : امكان يك وصف ثبوتي نيست تا محتاج به محلّ ومادّه باشد ، بلكه دلايل بسيارى بر عدمي بودن آن وجود دارد . أو سپس با اصرار وابرام فراوان مىكوشد با دلايل متعدّد ، عدمي بودن « امكان » را ثابت كند . 3 - اين قاعده در مورد عقول مفارقه ونفوس ناطقه نقض مىشود ، زيرا اينها همه در نزد فلاسفه ممكن الوجودند ودر عين حال مفارق از مادّهاند وامكان آنها در مادّه نيست . همچنين خود مادّه
--> ( 1 ) - همين كتاب ؛ ص 403 . ( 2 ) - النّجاة ؛ ص 220 ؛ والهيّات شفاء ، ص 182 . ( 3 ) - ر . ك : امام محمد غزالى ، « تهافت الفلاسفة » ؛ مصر 1855 م ؛ ص 9 - 105 وفخر رازي ، « المباحث المشرقيّة » ؛ قم 1411 ه . ؛ ج 1 ؛ صص 121 - 118 و 6 - 135 وهمين كتاب ؛ ص 405 .