فخر الدين الرازي

مقدمه 10

شرح الاشارات والتنبيهات

ابن سينا روى همين اعتقاد براي نخستين بار در بخش منطق « إشارات » ، « نجات » و « دانشنامه علائى » از مقولات بحثي نكرده وگفتگوى از آنها را به بخش فلسفهء أولى منتقل كرده است ، وبسيارى از دانشمندان روش أو را پسنديده‌اند « 1 » . أمّا خواجة نصير الدّين طوسي در « أساس الاقتباس » و « منطق تجريد » از مقولات سخن گفته است . أو دربارهء اينكه جاى بحث از مقولات در منطق است يا فلسفه در « أساس الاقتباس » مىگويد : « واضع منطق ، افتتاح اين علم بايراد ذكر أجناس عاليه كرده است كه آن را مقولات عشر خوانند . وهر چند رأى متأخّران آنست كه تعيين طبايع كليّات چه عالي وچه سافل ، وأشارت بأعيان موجودات چه جوهر وچه عرض ، تعلّق بصناعت منطق ندارد ، وتحقيق مسائل اين نوع بر منطقي نيست واشتغال باين مباحث در منطق تعسّف وتكلّف باشد ، امّا شبهت نيست كه صناعت تحديد وتعريف واكتساب به مقدّمات قياسات بىتصوّر مقولات كه أجناس عاليه‌اند ، وتميز هر مقولة از مقوله‌هاى ديگر ممتنع باشد . » « 2 » ابن سينا در كتاب « شفاء » به تبع أرسطو از همهء صناعات خمس نيز به طور مفصّل بحث كرده است ، ولى در منطق « إشارات » و « نجات » و « دانشنامه علائى » از صناعات خمس فقط به بحث از برهان ومغالطة اكتفا كرده است واز خطابه وجدل وشعر سخنى به ميان نياورده است ، زيرا اگر هدف از فراگيرى منطق احقاق حقّ واثبات واقع است ، واعتقاد جازم مطابق با واقع جز از طريق « برهان » بدست نمىآيد ، واگر منطقي مىخواهد كه نه خود در تفكّر گرفتار اشتباه گردد ، ونه مغالطهء ديگران أو را به اشتباه اندازد ، وهم گرفتار شدگان در دام مغالطات را نجات دهد ، بايد لغزشگاه‌هاى فكر وأسباب « مغالطة » را بشناسد . بنابر اين فرا گرفتن دو صناعت برهان ومغالطة بر طالبان علم واجب است تا به كمك آنها حقيقت را آنگونه كه هست دريابند واز شرّ مغالطة ومغالطة گران أمان يابند . أمّا صناعت‌هاى جدل ، خطابه وشعر چون خارج از اغراض منطق ( رسيدن به حقيقت ودورى از خطاى در تفكّر ) مىباشند « 3 » وغالبا براي صلاح مدنيّت وفايدهء عامّهء مردم است « 4 » بحث از آنها در منطق ضرورتي ندارد . بسيارى از دانشمندان اسلامى روش أو را

--> ( 1 ) - ر . ك : شيخ شهاب الدين سهروردى در منطق « تلويحات » و « حكمة الاشراق » ؛ تفتازانى در « تهذيب المنطق » وكاتبى قزوينى در « مطالع وشمسيّه » . ( 2 ) - خواجة نصير الدين طوسي ؛ « أساس الاقتباس » ؛ دانشگاه تهران 1326 ه . ؛ ص 34 . ( 3 ) - ابن سينا ، « نجات » ؛ منطق ، ص 93 . ( 4 ) - خواجة نصير الدين طوسي ؛ « شرح إشارات » ؛ تهران 1377 ش . ؛ ج 1 ، ص 291 .