فخر الدين الرازي
مقدمه 76
منطق الملخص
معنايى قضايا به ميان آوردهاند وآن را « فصل في تحقيق المحصورات » ناميدهاند . اين بحث ملهم از إشارات بو على است كه با تكميل وتنقيح كساني چون فخر رازي ، در قرن هفتم شكل نهايى يافت . بو على در چهار موضع إشارات به بيان چيستى مضمون قضية مىپردازد : 1 - إشارة إلى المحمول ( ص 3 ) ، 2 - إشارة إلى الايجاب والسلب ( ص 16 ) ، 3 - إشارة إلى تحقيق الكلية الموجبة في الجهات ( ص 26 ) ، 4 - إشارة إلى تحقيق السالبة الكلية في الجهات ( ص 27 ) . وى در تحليل مفاد موجب كلى گويد : مراد از « هر ج ، ب است » ، اين نيست كه كليت « ج » ويا جيم كلى « ب » است ، بلكه مراد اين است كه هر يك از مصاديقى كه موصوف به « ج » باشند ، موصوف به « ب » هستند . . . ( ص 26 ) . فخر رازي وخواجهء طوسي در تحليل كليت ج اختلاف نظر دارند . از نظر فخر كليت « ج » به كل مجموعى من حيث المجموع يا همه نه به معناى هر ، اشاره دارد ، در حالي از نظر خواجهء طوسي كليت « ج » ، كلى منطقي است . تحليل فخر با آنچه شيخ در آغاز القياس منطق شفا گويد ( ص 19 ) ، سازگار است ومنشأ تحليل متأخران از مفاد قضية مىباشد . قضيهء « هر ج ، ب است » نه مانند « همهء دانشجويان يك ميليون نفر هستند . » ، « كليت ج » است ونه مانند « دانشجو صنف است . » « جيم كلى » است ؛ زيرا قضيهء نخست موجب كلى است ، در حالي دو قضيهء ديگر به ترتيب شخصية وطبيعيهاند ولذا اگر كبراى شكل أول قرار گيرند ، قياس عقيم خواهد بود . تحليل قضيهء مسوّر به « هر آنچه الف است ، ب است . » نزد فخر رازي به تمايز بين قضيهء حقيقية وخارجيه مىانجامد .