فخر الدين الرازي

مقدمه 72

منطق الملخص

قابل مناقشه ونقد يافته‌اند . كاتبى بر آن است كه تفسير فخر رازي با بيان بو على مغايرت دارد ؛ ولى عبارتهايى را كه كاتبى از بو على گزارش مىكند ، بويژه در خصوص مثالها با هيچ كدام از نسخ خطى شفا كه قابل دسترسى نگارندهء اين سطور است ، سازگار نيافتم . خواجة طوسي در تمايز حمل مواطات واشتقاق گويد : معناى حمل مواطات - آنگونه كه شيخ گويد - آن است ، چيزى را كه مثلث گويند ، همان است كه آن را شكل گويند وگاه باشد كه گويند : ضحك محمول بر انسان است وبا اين نه آن خواهند كه آنچه أو را انسان گويند ، هم أو را ضحك گويند ، بلكه آن خواهند كه آنچه أو را انسان مىگويند ، أو را ضحك حاصل است ؛ يعنى ذو ضحك است واين نوع حمل به طريق هو ذو هو است وآن را حمل اشتقاق خوانند ، چه از ضحك لفظي اشتقاق كنند وآن را به مواطات بر انسان حمل توان كرد وآن ضاحك است ( أساس الاقتباس ، ص 18 / شرح إشارات ، ج 1 ، ص 30 / 31 ) . بنا به تفسير فخر رازي ملاك تمايز مواطات از اشتقاق اين است كه اگر محمول بلا واسطه حمل شود ، حمل مواطات واگر با واسطه‌اى چون « داراى » حمل شود ، اشتقاق است ( شهابى ، رهبر خرد ، ص 79 ) . فخر وخواجة در خصوص قضايايى چون « انسان ناطق است » اختلاف نظر دارند . در بيان أبو البركات تصريح به اشتقاق بودن آن است وبر مبناى فخر نيز چنين است ؛ اما از نظر خواجهء طوسي وپيروان وى اين قضيهء مواطات است . بر مبناى خواجة ، حمل نطق لزوما اشتقاق است : انسان داراى نطق است ، اما « ناطق » بدون واسطه وبه نحو مواطات بر انسان حمل مىشود .