فخر الدين الرازي

مقدمه 73

منطق الملخص

فخر رازي در تقسيم « اسم » نيز قريب به همين مبنا را برگزيده است : اسمى كه بر شخص معين دلالت نكند يا براي ماهيت معينى وضع شده است ، اسم جنس ويا براي صفت معينى وضع شده كه بر ماهيت خاصي دلالت ندارد ، در اين صورت مشتق است . بنابراين ، وقتي اسم جنس محمول واقع مىشود وبر ماهيت موضوع دلالت دارد ، حمل مواطات وإلا حمل اشتقاق است . در مقام داورى بين فخر وخواجة اين نكته قابل ذكر است : ابن سينا حقيقت حمل را در تحليل كلى حمل مواطات مىداند ؛ يعنى كلى قابل حمل بر مصاديق وجزئيات خود به حمل مواطات است . بر مبناى اين سخن در خصوص مفهوم كلى انسان ، جسم ، حيوان وغير آن ترديدى نيست كه همه نسبت به افراد ومصاديق خود به حمل مواطات حمل مىشوند ؛ اما در خصوص مفهوم كلى سفيد يا كميّت كه داراى افراد بالذات وافراد بالعرض است ، ديدگاه فخر وخواجة متمايز مىشود . پذيرفتن رأى فخر مستلزم آن است كه حمل مواطات را به فرد بالذات ارجاع دهيم وحمل اشتقاق را فرد بالعرض تحويل كنيم . در اينصورت تقسيم ياد شده منطبق بر دو قسم « محمول على » و « محمول في » مىشود كه در دورهء شيراز وأصفهان مشهور شد ( نقد الأصول ، ص 4 ) . مقول در جواب ما هو وفرق آن با مقول در طريق ما هو وداخل در جواب ما هو ابن سينا در تحليل آنچه در پاسخ سؤال چيستى بيان مىشود ، به نقد تصور ساده انگاران مىپردازد . ساده انگاران شنيده‌اند كه جنس مىتواند در پاسخ سؤال ما هو ذكر شود ولذا چنين تصور مىكنند كه مقول در جواب