فخر الدين الرازي
مقدمه 39
منطق الملخص
اين نكته اهميت روش شناختى دارد . فخر رازي اختلاف دانشمندان را در باب يك نظريه غالبا علامت غيربديهى بودن آن مىداند وكساني چون خواجهء طوسي در مقام پاسخ ، اين نكته را مطرح مىكنند كه اختلاف ، ناشى از ابهام تصورات سازنده تصديق است ونه نظري بودن تصديق . بر أساس اين تحليل ، بيان فخر مغالطهء « اخذ ما ليس بعلة علة » است . بر مبناى فخر اين پاسخ قابل دفع است ؛ زيرا ابهام در تصور بر أساس مركب انگارى تصديق ، مستلزم عدم بداهت در تصديق نيز هست ؛ اما بر مبناى حكما تصديق هويتا بديهي است ؛ اما اذعان به آن منوط ومشروط به عوامل بيرونى از جمله تصورات است . فخر رازي در واقع بر همين مبنا ، قاعدهاى را صورتبندى كرده است : « هر تصورى كه تصديق أولى وبديهي بر آن مبتنى باشد ، خود أولى وبديهي است » ( الملخص ، ص 106 ) وبر اين أساس ، تصوراتى را كه در قضاياى محسوس موضوع ، محمول ويا نسبت هستند ، بديهي مىانگارد . بر اين مبنا ، تصوراتى چون سفيدى ، شورى و . . . بديهي هستند ، اگر چه بسيط نيستند . در بحث از بديهي در ديدگاه فخر رازي اين مسأله مورد بحث قرار مىگيرد . مفهوم سازيهاى مختلف از تصور وتصديق وبيان نسبت بين آن دو موضوع تك نگارههاى متعددى قرار گرفت . دو رسالهء قطب الدين رازي وملاصدراى شيرازي نمونههايى از آنهاست ( تحقيق مهدى شريعتي ، قم ، 1416 ق ) . مرحوم مهدى حائري يزدى رسالهء أخير را با عنوان آگاهى وگواهى ترجمه وشرح انتقادى كرده است ( تهران ، 1367 ) . ملاك بداهت در بحث از تصور وتصديق بديهي ، دو پرسش متمايز وجود دارد :