فخر الدين الرازي

مقدمه 36

منطق الملخص

تقسيم است ( الانارات ، برگ 14 ) . عبارت شيخ در منطق المشرقيين نيز متضمن چنين دقتى است : تصور أشياء كه در أذهان ما حاصل مىشود يا تصورى است كه تصديق همراه آن نيست ( لا يصحبه تصديق ) ويا تصورى است كه همراه آن تصديق است . ( ص 9 ) فخر رازي به تبع بو على الملخص را چنين آغاز مىكند : « تصور وجود دارد ، واگر داراى حكم باشد ، تصديق است » . غالب منطق‌دانان قرن هفتم مانند ابهرى ( 597 - 664 ) در كشف الحقائق ، خواجة طوسي ( 598 - 672 ) در أساس الاقتباس ( ص 18 ) ، ارموى ( 594 - 682 ) در مطالع الأنوار ( ص 7 ) وكاتبى قزوينى در منطق العين ( ص 29 ) همين بيان را آورده‌اند . شارحان آنها تعبير « أو معه حكم فهو تصديق » را نقد كرده‌اند وقيد « صورت شئ به اعتبار عدم حكم » را كه فخر رازي در تعريف تصور اخذ مىكرد ، به اين صورت تغيير دادند : تصور صورت شئ نه به اعتبار حكم است ( ابن كمونة در التنقيحات ، ص 9 ، علامه حلى در القواعد الجلية ، ص 184 ؛ كاشف الغطاء در نقد الآراء المنطقية ، ص 67 ، 68 ) . وبه اين ترتيب سه مفهوم‌سازى از تصور به ميان آمد : حصول صورت شئ نزد عقل ، حصول صورت شئ نزد عقل به تنهايى به اعتبار اينكه حكم در ميان نيست ( به اعتبار عدم حكم ) وحصول صورت شئ نزد عقل به تنهايى نه به اعتبار حكم ( قطب رازي III ، ص 95 ) . مركب انگارى تصديق منطق‌دانان در بيان نسبت بين تصور وتصديق اختلاف نظر دارند .