أبو علي سينا

37

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

اوسط باز خورد ، و آنچه مطلوب أو بود ، هر كه قصد كند ، بدست آيد ، و بخاطر أو اندر آيد . و ناگاه ، بدان باز خورد كه اين چنين كس ، عزيز باشد و ديگران آن باشند كه ايشان را به تعليم و تعلّم حاجت افتد . تا بدانند بعضي از چيزها و لابد اين چنين چيزها به استنباط آن چنان كسى كه ياد كرديم ، بدانند ، پس اين جماعت كه بواسطه دانند ، چيزها دزدى كرده باشند و آلت پريدن به حيلت « 1 » بدست آورده باشند و آنان كه اين مرتبه ، بلند دارند ايشان را نيز آلت پريدن از مفارق بدست آيد ، امّا آسانتر . پس خواجه بدين رمز ، روا بود كه اشارت بدين معنى كرده باشد ، بدان طريق كه ظنّ من است « 2 » . متن « قال الشّيخ « 3 » : كونوا نعاما تبلغ « 4 » جنادل « 5 » المحماة وافاعى تسترط العظام الصلبة وسمادل « 6 » يغشى الضرام على ثقة « 7 » وخفافيش لا برزن « 8 » نهارا فخبر « 9 » الطيور خفافيشها . » ترجمه « چون شتر مرغ باشيد « 10 » ، كه سنگ كرم خورده « 11 » ، بخورد . و چون مار افعى « 12 » ، كه استخوانهاى سخت فرو برد . و چون حيوان آتش باشيد « 13 » كه به آسانى و اعتماد ، در آتش شود و چون « 14 » خفافيش باشند كه روز فراديد نيايد ، كه بهترين مرغان خفاش است . »

--> ( 1 ) - أصل و حيلت . ( 2 ) - أصل نيست . ( 3 ) - أصل قال الشيخ . ( 4 ) - يتبلغ ( 5 ) - الجنادل . ( 6 ) - أصل سماول . ( 7 ) - أصل نقبه . ( 8 ) - لا يبرزن . ( 9 ) - فخير ( 10 ) - أصل باشى . ( 11 ) - كرده . ( 12 ) - باشيد . ( 13 ) - أصل باشى . ( 14 ) - و چون خفافيش . . . الخ را ندارد .