أبو علي سينا

38

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

شرح ببايد دانستن ، كه در شتر مرغ ، رموزى است كه آن را ببايد شناخت ، كه چون « 1 » يك پاى أو را خللى رسد ، به ديگر پاى نتواند رفت ، جز به سينه نرود و در بيابان با هيچ حيوان ، انس « 2 » نگيرد « 3 » . و از شتر مرغ « 4 » كه به دو شبهى دارد ، مگريزد « 5 » ، و أو شبهى دارد ، از روى صورت به مرغ و شبهى « 6 » دارد با شتر . و خايه كه نهاده باشد ، اگر از آن بيفتد ، ديگرى كه اشتر مرغى ديگر نهاده باشد ، أو را به جاى آن بايستد و اين همه ، رموز نيكوست . امّا شيخ پيش بيك رمز ، اشارت « 7 » كرده « 8 » است ، كه أو آهن و سنگ كرم خورده فرو برد و چون « 9 » أو را « 10 » اطفا و تبريد آن عمل كند و آن آهن و سنگ كرم أو را زيان كار نبود ، و اشارت « 11 » كرد بدان كه « 12 » افعى استخوانهاى سخت فرو برد و غذاى أو شود و در جوف اشتر مرغ ، آهن گرم و سنگ گرم ، غذاى أو شود و حرارت برو « 13 » آن را به اعتدال باز آرد ، چنان كه غذا شود و چون مار استخوان را تليين و تلطيف كند « 14 » ، چنان كه غذا شود . پس آدمي « 15 » مىبايد كه اين دو معنى ، يكى كه حرارت را تسكين كند و ديگر كه ، ناملايم را لطيف و ليّن گرداند . و اين اشارت « 16 » است به آنكه حكماء گفته‌اند ، در اصلاح « 17 » قوّت شهوانى و به قوّت غضبى و اصلاح غضبى به شهوانى ، و آن چنان باشد كه تفكر كند در « 18 » أحوال آنكه ، برو خشم گرفته

--> ( 1 ) - كه يك . ( 2 ) - أصل انسى . ( 3 ) - أصل نگيريد . ( 4 ) - أصل شتر مرغ . ( 5 ) - بگريزد . ( 6 ) - شبيهى . ( 7 ) - اشاره . ( 8 ) - أصل نكرده . ( 9 ) - جوف . ( 10 ) - در اطفا . ( 11 ) - اشاره . ( 12 ) - أصل كه . ( 13 ) - أو . ( 14 ) - أصل مار كه استخوان را تربيتى كند و تلطيف كند . ( 15 ) - آدمي را . ( 16 ) - اشاره . ( 17 ) - اصطلاح . ( 18 ) - أصل به .