أبو علي سينا

34

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

هست ، يكى عالمه و ( ديگر ) يكى عامله « 1 » و اين قوّت عامله را اعتبارى بود به قياس با قوّت حيوانى نزوعى كه از آن قوّت حادث « 2 » شود و در اين قوّت هيئتى كه خاص بود ، و بدان بدن انسان ساخته شود ، سرعت فعل و انفعال را چون تشوير و شرم و خنده و گريستن و اعتبارى « 3 » ديگر بود . اين قوّت « 4 » عامله را با قوّت حيوانى متخيله و متوهّمه ، و آن ، آن بود كه آن را به كار دارد در استنباط تدبيرها « 5 » در كارها ، به تصوّرات امور جزئى « 6 » ، در استنباط صناعات انسانى و اين قوّت عامله را هم ، اعتبارى بود با نفس أو ، و آن ، آن بود كه در آنچه ميان أو و عقل نظرى بود ، رأيهاى « 7 » ذايعة و مشهورة تولّد كند ، و اين قوّت بايد كه ، بر جميع « 8 » قوّتهاى بدنى مستولى بود ، على الخصوص بدان چه ايشان ، آن را شياطين خوانند . و اين قوّت را بدان دو اعتبار كه گفتيم ، أو را التفاتى بود ، به قوّت حيوانى نزوعى ، و قوّت حيوانى متخيله و متوهّمه . پس التفات أو ، واپس بود ، و قوّت عامله را قياس و اعتبار ، بدان بود ، كه بالاى آن بود « 9 » و پيش أو بود ، تا از آن چيزها منفعل شود ، و فايده گيرد و از آن ، قبول كند ، پس دو وجه بود نفس ما را ، وجهى با بدن و آن وجه « 10 » باز پس دارد . و بايد كه اين وجه كه نسبت با بدن دارد ، و به هيچ وجه از مقتضاى طبيعت بدن و از اين قواى بدنى هيچ انفعالى « 11 » قبول نكند . و منفعل نشود . و از اين وجه بايد كه فاعل بود نه منفعل . و اگر مسلّط نشود و مستولى نگردد بر اين قوّتها و چنان نبود كه انسان از آن منفعل باشد . و أو البته از انسان منفعل نگردد شياطين أو را وسوسه كرده باشند و ازين وجه كه بافنا

--> ( 1 ) - أصل عامله و ديگر عاقله . ( 2 ) - عادت . ( 3 ) - أصل اعتبار . ( 4 ) - أصل قوّت . ( 5 ) - و كارها . ( 6 ) - أصل جزوى . ( 7 ) - أصل رأيها . ( 8 ) - جملهء . . . ( 9 ) - بوده . ( 10 ) - أصل وجهى . ( 11 ) - انفعال .