أبو علي سينا

32

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

ترجمه « اى برادران حقيقت ، بيرون آييد « 1 » از پوست ، چنان كه مار از پوست بيرون آيد « 2 » . و نرم رويد ، چنان كه كرمان نرم روند . و همچون كژدم باشيد « 3 » ، كه نيش أو ظاهر بود بر سر ، دنبال أو بود كه شيطان نفريبد و وسوسه نكند آدمي را ، الّا از پس أو » شرح ببايد دانستن كه مار پوست بيفكند و در ابتداء ربيع آغاز كند ، پوست افكندن « 4 » ، تا آن وقت كه هوا معتدل شود و همچنين در خريف و آغاز پوست افكندن ز گرداگرد « 5 » چشم كند ، و در آن حالت « 6 » كه آغاز كند نابينا شود ، چه آن پوست ، چشم أو را بپوشد و به اندك مايهء روزگار ، آن پوست بيفكند ، و روشنى چشم أو ، بعد از آن زيادت « 7 » شود . و ببايد دانستن كه قالب آدمي ، به اعتبار نفس آدمي ، چون پوست مارست « 8 » ، با شخص مار . و هر چند « 9 » نفس ناطقه به نزديك حكماء ، داخل بدن و متحيّز و حال نيست . و لكن يك قوّت أو در اين بدن متصرّف است « 10 » و اين بدن ، أو را چون ولايتى است ، و اين حقيقت بدن ، به جز حقيقت نفس است . و به مفارقت نفس ، مر اين بدن را ، و جدا شدن بدن ، هيچ خلل با نفس نگردد . چنان كه « 11 » به پوست افكندن مار ، هيچ خلل با نفس مار نگردد و الّا در آن وقت « 12 » كه نفس مفارقت بدن كند به همه حال ، چون آشفته و ملتفتى باشد به حكم « 13 » علاقه كه ميان نفس و بدن بوده باشد و انبياء و اولياء را عليهم السّلام ، مفارقت اين جهانى به آسانى و رغبت تمام بود و خواهند كه چون

--> ( 1 ) - آيند . ( 2 ) - أصل برون مىآيد . ( 3 ) - باشد . ( 4 ) - افكندن آن . ( 5 ) - دون چشم . ( 6 ) - حال . ( 7 ) - زياده . ( 8 ) - است . ( 9 ) - مار هر چند . ( 10 ) - أصل متفرّق است . ( 11 ) - پوست . ( 12 ) - در آن وقت كه پوست مىافكندند چشم أو پوشيده شود و در آن وقت كه . ( 13 ) - علائق .