أبو علي سينا
25
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )
شرح ببايد دانستن كه چون دانسته آمد كه برادر و دوست حقيقي ، كيست . با اين برادران ، راز ، آشكارا « 1 » بايد داشت ، يعنى بر ايشان ، بد آنچه ترا معلوم باشد ، بخل و ضنّت نبايد كرد . كه اگر برادر در مرتبهء شناخت از تو پيشتر بود ترا ازو كمال حاصل آيد . و اگر كمتر بود ، أو از تو كامل شود و اگر مساوى بود ، هر يك از شما ، يكديگر را مطالعت « 2 » كنيد . و به يكديگر كامل شويد . و چنان كه حق تعالى و ملائكه از بخل و ضنّت دورند و رادى كنند بر آنكه مستعد بود و وى قبول كند و آنكه نبود بخل يازد و بزه گردد آن آدمي كه خواهد به صفات و اخلاق ملائكه موصوف بود ، بايد كه بخل نكند بر مستعدّ . و ببايد دانست كه نفس ناطقهء آدمي دو قوّت دارد ، يك قوهء را عامله خوانند و يكى عاقله . و نه چنان است كه اين نفس دو چيز است تا « 3 » آدمي را دو نفس است ، كه يكى تدبير سياست بدن كند و يكى ادراك معقولات . بلكه نفس يك چيز است ، ليكن « 4 » به اعتبار التفات أو ، اين دو اثر حاصل مىآيد ، يكى از أو ، و يكى برو « 5 » . و اين مراتب بگردد بر دوام قبول « 6 » از مبادى و غير آن . و روا بود كه نفس را ، به واسطهء حاجت آيد بسيار ، و روا بود كه كمتر « 7 » آيد ، چه آن متعلّمان باشند كه نزديك باشند به تصوّر معقولات . و آن استعداد بود كه أو را ، دو قوّت به حدّى بود ، كه أو در اتّصال به مفارق ، محتاج نبود به چيزهاى بسيار ، و به تعليم شدن ، تا گوئى كه أو همه چيزها ، از خود ، مىنداند . « 8 » و اين چنين كس فراوان نبود ، بلكه نادر « 9 » و عزيز بود ، چه اين درجه ، بلندترين
--> ( 1 ) - أصل آشكار . ( 2 ) - مطالعه . ( 3 ) - أصل يا . ( 4 ) - لكن . ( 5 ) - بر أو . ( 6 ) - قبول دوام . ( 7 ) - كهتر . ( 8 ) - نداند . ( 9 ) - أصل نادره .