أبو علي سينا
26
رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )
درجات اين استعداد است ، و مردم آنچه از علوم اكتساب كنند « 1 » ، و آن به حدّ اوسط بود يا به تعليم حاصل آيد ، يا به حدس . و حدس فعل ذهن بود كه به ذات خويش استنباط كند ، حدّ اوسط را ، و آنچه به تعليم حاصل آيد ، انتها « 2 » آن هم به حدس بود ، يعنى صاحب حدس « 3 » ، بدان مرتبه كه ياد كرديم ، بوده باشد . و اين حدّ اوسط اكتساب كرده ، و بعد از آن از أو تعليم شده باشد . پس محال نيست كه مردم را به نفس خويش حدسى افتد و در ذهن أو قياس منعقد « 4 » شود ، بىتعليم و ناچار در مبادى نشوها كه بعد از قرابات « 5 » و طوفانات و خرابى عالم خيزد « 6 » . امّا آن علوم « 7 » كه مجدّد « 8 » و زنده شوند بجنان كسانى شود كه ايشان به حدس خويش استنباط كنند حدود وسطى را ، و اين مراتب دارد به كمّ و كيف . امّا به كمّ آن بود كه اعداد حدس مستنبط مر اين حدود وسطى را بيش بود . امّا به كيف ، چنان بود كه زمان حدس و استنباط يكى كوتاهتر بود و زودتر به حدّ اوسط بار خورد و آن يكى بيشتر بود و درنگىتر اين تفاوت مختصر نتواند بود ، در حدّى ، بلكه دايما زيادت و نقصان مىپذيرد و أو را دو طرف باشد ، ناچار ، طرف زيادت « 9 » و طرف نقصان ، در نقصان به حدّى رسد ، كه آن كس را حدس نبود ، البته و در طرف زيادت به حدّى رسد كه آن كس را در أكثر مطلوبات . در كلّ مطلوبات ، حدسى بود ، تا بدان حدّ رسد كه أو را حدسى بود در « 10 » زودترين وقتى و در اين كس مرتسم شود ، صورتى كه در مفارق بود ، و يا بيكبار و قريب بدان . و اين قوّت را قوّت حدسى گويند ، و آن بلندترين مرتبتى است آدمي را و انبياء را عليهم السّلام ، اين قوّت
--> ( 1 ) - أصل كند . ( 2 ) - انتهاء . ( 3 ) - حدسى . ( 4 ) - أصل معتقد . ( 5 ) - أصل قرانات . ( 6 ) - أصل خود . ( 7 ) - لابد آن . ( 8 ) - مجدّده زنده . ( 9 ) - زياده . ( 10 ) - أصل از .