أبو علي سينا

17

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام )

كه أو در سرّا و ضرّا صفا و مودّت خويش را از تركى « 1 » اغراض فاسده صيانت « 2 » نكند دوستى خويش را آراسته و مهذّب نگردانيده باشد از شوائب و نوايب و كجا بدست آيد مردم را دوستى ويژه كه بر پاكيزگى سيرت آن دوست مطّلع شود و بر نيكويى عادت أو واقف گردد ، چه بيشترى از دوستان از حقيقت دوستى اعراض كرده‌اند و دوستى را تجارتى و پناه‌گاهى « 3 » ساخته ، كه در وقت حاجت پناه « 4 » باز آن دهند و در وقت بىنيازى از آن دورى جويند و آن را براندازند و تا عارضهء عارض نشود هيچ دوست را زيارت نكنند « 5 » و تا حادثهء حادث نگردد و حاجتى پديد « 6 » نيايد ، هيچ دوست را ياد نكنند مگر دوستانى و برادرانى كه جمع كرده « 7 » باشد ميان « 8 » ايشان را مراتب « 9 » عرفان الهى و الفت داده باشد ميان ايشان مجاورت « علوى - ظ » و ايشان حقايق را به چشم بصيرت ملاحظه كنند « 10 » و زنگار اخلاق بد را به رياضت « 11 » زدوده باشند و جمع نكند ايشان را فكر منادى فرمان حقّ عزّ و جلّ . شرح ببايد دانستن كه آن عذوبت كه الفاظ عربيّة اين رسالت دارد ، در پارسى حاصل نتواند بود ، اما آن كس كه اين را « 12 » پارسى كرده است أو را در اين غرضى « 13 » مفيد بوده باشد . « 14 » و ما را كه به شرح « 15 » اين مشغوليم هم غرضى

--> ( 1 ) - يتركى . ( 2 ) - أصل صيانتى ( 3 ) - بناگاهى . ( 4 ) - شاه بازان ( 5 ) - نكنيد . ( 6 ) - بديد . ( 7 ) - باصل نكرده . ( 8 ) - باشد ايشان را . ( 9 ) - قرابت . ( 10 ) - كند . ( 11 ) - برياضت . ( 12 ) - با پارسى . ( 13 ) - أصل غرض . ( 14 ) - أصل بود . ( 15 ) بشرح .