السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

62

تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )

شيخ اشراق افزون بر آنچه كه گذشت ، از انديشه‌هاى أفلاطون الهى وفلوطين نيز بشدّت تأثير پذيرفت . سرانجام از مجموع اين عناصر وشيوه‌ها ، مكتب فلسفي نوينى را بنا نهاد كه در عين شباهت با فلسفه‌هاى پيشين ، از تمامى آنها متمايز بود . ميرداماد با بررسى وتحقيق بر روى حكمت اشراق به عمده‌ترين كاستيها وامتيازات آن پىبرد . أو دريافته بود كه برخى از ناتوانىها ونقاط ضعف حكمت مشّاء در حكمت اشراق نيز وجود دارد . علاوة بر آن ، على رغم تأكيد شيخ اشراق بر سير وسلوك عارفانه ، بهرهء چندانى از آن نبرده ، ودر تطبيق عناصر نظام فلسفي خويش بر نصوص ديني توفيق چندانى نيافته . علّت اين امر نيز شايد اين نكته باشد كه أو به نصوص شرعي احاطه وتسلّط چندانى نداشته . به هر حال آنچه كه مسلّم است مير در ترسيم نظام فلسفي خويش تحت تأثير حكمت اشراق نيز بوده است . اين تأثير به ميزاني است كه أو در تسميهء آثار خويش از واژه‌هايى چون القبسات ، الجذوات ، الإيماضات والتشريقات ، مشرق الأنوار . . . ؛ ودر عناوين فصلهاى كتابهاى خويش از عباراتى چون : قبس ، جذوه ، وميض . . . استفاده مىكند ودر شعر واژهء « اشراق » را به عنوان تخلّص شعري برمىگزيند . 3 . آموزه‌هاى شيعي : هيچ يك از فيلسوفان مسلمان پيش از ميرداماد در تطبيق انديشه‌هاى فلسفي خويش بر مباني ديني توفيق نيافتند ؛ وهمان گونه كه گذشت ، اين يا به خاطر عدم احاطهء آنها بر نصوص ومنابع ديني ويا به دليل ديدگاههاى خاصّ آنها در رابطهء ميان عقل وشرع ونحوهء ايجاد سازگارى ميان اين دو بود . ميرداماد با استفادهء از تجربيات انديشمندان پيشين خود وبا احاطه‌اى كه بر نصوص ديني داشت ، در انطباق نظام فلسفي خويش با مضامين شيعي وآشتى ميان عقل وشرع - كه در ظاهر گاه با هم ناسازگارى داشتند - توفيق بسيارى يافت . أو سألها از محضر أعاظم وأساطين وخبرگان علوم روايى كسب فيض كرده وجانش