السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي

8

شرح كتاب القبسات

مشاهده مىشود مانند « آغاثاذيون » و « انكسيمايس » « 26 » . أو هم مانند ميرداماد كه از أفلاطون به عنوان : « أفلاطون الشريف » و « أفلاطون الإلهي » واز أرسطو به عنوان : « معلم المشائين » و « مفيد الصناعة » « 27 » ياد مىكند احترام فراوانى براي آن دو قائل است ودر موارد استشهاد بگفته آنان به مقايسه انديشه‌هاى آن دو حكيم نيز مىپردازد « 28 » وهنگامى كه ميرداماد اشاره به أفلاطون الهى وشش تن پيش از أو مىكند ( السّتة السابقون ) سيد احمد نام آن شش تن را بدين ترتيب ياد مىكند : فيثاغورس ، انباذقلس ، انكسيمايس ، ثالس ، آغاثاديون ، هرمس « 29 » وأو هم اين فيلسوفان را از آن جهت شايسته لقب « حكيم » « 30 » مىداند كه علمشان به سرچشمه علم أنبيا پيوسته مىگردد واين همان است كه أبو الحسن عامري نيشابورى « 31 » در كتاب الأمد على الأبد « 32 » خود به تفصيل بيان داشته است « 33 » واز همين جهت جالينوس را شايسته لقب « فيلسوف » نمىداند زيرا كه جالينوس در مورد حدوث وقدم عالم به جهت تكافؤ ادلّه « به قول ابن سينا تقاوم أدله » موضع « توقّف » را برگزيده است ودر بستر مرگ به برخى از شاگردان خود گفته است كه اين را از من يادداشت كنيد كه من در طول عمر خود نفهميدم كه عالم قديم است يا محدث ؟ ونفس ناطقه داراى مزاج است يا نه ؟ ووقتي از پادشاه زمان خود خواهش كرد كه لقب « فيلسوف » را باو بدهد برخى از نزديكانش أو را سرزنش كردند . سيد احمد در ادامه اين سخن مىگويد : جالينوس با اين عمل خود نه تنها ثابت كرد كه « فيلسوف » نيست بلكه

--> ( 26 ) . شرح كتاب قبسات ص 162 . ضبط درست اين نام « آغاثودمون » است مركب از « آگائوس » به معنى نيك و « دمون » به معنى بخت در زبان يوناني . مختار الحكم ، أبو الوفاء مبشر بن فاتك ( مادريد 1958 ) ، ص 8 . وضبط صحيح « انكسمايس » « انكسيمنس » است . فرهنگ كلاسيك اكسفورد ( اكسفورد 1949 ) ، ص 51 . ( 27 ) . رجوع شود به فهرست اعلام كتاب القبسات ذيل « أفلاطون » و « أرسطو » ( 28 ) . شرح كتاب القبسات ص 185 ( 29 ) . ماخذ پيشين ص 162 ( 30 ) جالينوس معتقد بود كه هر كس صناعتي را نيك بداند شايسته لقب حكيم است . مختصر كتاب الاخلاق لجالينوس ( قاهره 1937 م ) . ص 48 . ولى بيشتر دانشمندان تخلق باخلاق حسنه وتادّب به سيرت أنبيا وأوليا را در شايستگى اين لقب شرط دانسته‌اند . ناصر خسرو ( ديوان ص 408 ) مىگويد : بر لذّت بهيمى چون فتنه گشته‌اى * بس كرده‌اى بدانكه حكيمت بود لقب ( 31 ) . متوفى 381 كه أخيرا كتاب الاعلام بمناقب الإسلام أو در مصر ورسائل أو در أردن چاپ شده است . ( 32 ) از انتشارات موسسهء مطالعات اسلامى دانشگاه تهران - دانشگاه مك‌گيل كه در سال 1399 ه ق / 1979 م . در بيروت چاپ شده است . ( 33 ) الأمد على الأبد ، عامري نيشابورى ، ص 74 .