السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي
9
شرح كتاب القبسات
« متفلسف » هم نيست زيرا حكيم فيلسوف چنين خواهشى را از « سلطان انسى » نمىكند بلكه أو بايد از « سلطان عقلي » بخواهد كه باذن بارى تعالى علم وحكمت را باو ارزانى دارد تا با آن شايستهء لقب « فيلسوف » گردد « 34 » . در اين جا بايد بدو نكته اشاره كرد يكى آنكه ميرداماد وداماد أو يعنى سيّد احمد علوي ودانشمندان إيراني پس از اين دو همچون ملا صدرا وملا عبد الرزاق لاهيجى وملا محسن فيض ودهها متفكر پس از آنان دورهاى زرّين در انديشه وتفكر در سرزمين إيران بوجود آوردند هر چند كه جهان علم از اين تحول واين درخشش انديشه بىخبر مانده است وهمين بىخبرى موجب آن گرديده كه در غرب اين توهّم پيش آيد كه مطالعات فلسفي مسلمانان با ابن رشد اندلسى پايان پذيرفته است « انّ الدراسات الفلسفية عند العرب ختمت بابن رشد » « 35 » واين همانست كه هانرى كربن مىگويد كه تاريخنويسان غربى فلسفه مدتهاى مديدى گمان كردهاند كه با تشييع جنازة ابن رشد در سال 1198 ميلادي در قرطبه فلسفهء اسلامى نيز به خاك سپرده شد « 36 » وژوزف فاناس مىگويد كه فلسفه إيراني دوره صفويه كه توسط متفكران بزرگ مكتب أصفهان تكامل يافته است عملا ناشناخته مانده است « 37 » . نكتهء دوم آنكه اين مكتبى كه بوسيلة ميرداماد واخلاف أو پايهريزى شد نه تنها موجب ادامه انديشه در كشور ما شد بلكه زنگ شناعت فلسفه را كه طي قرون متمادى بر آن آشكار گشته بود زدود يعنى بزرگان مكتب حكمت متعاليه با استفاده از قرآن وأحاديث نبوي ومنقولات ائمهء أطهار عليهم السّلام موجب گرديدند كه تشنيع فلسفه وتكفير فلاسفه موقوف گردد . نگارنده در سخنرانى كه در آذر 1370 در بخش مطالعات شرقي دانشگاه كمبريج تحت عنوان : « ابن سينا در جهان تشيّع » ايراد كرد « 38 » خاطر نشان
--> ( 34 ) . شرح كتاب القبسات ، ص 168 . ( 35 ) . مقدمهء كتاب ابن رشد والرشدية ارنست رنان از عادل زعيتر ، ص 5 . ( 36 ) . فلسفهء إيراني وفلسفهء تطبيقي ، هانرى كوربن ، ترجمهء سيد جواد طباطبائى ( تهران 1369 ) ، ص 110 . ( 37 ) . مقدمه ژوزف فاناس بر بيست گفتار در مباحث علمي وفلسفي وكلامي وفرق اسلامى از مهدى محقق ( تهران 1355 ) ، ص 9 . ( 38 ) . صورت فارسي اين سخنرانى در گزارش سفرهاى علمي 1370 - 1360 يا سومين بيست گفتار از مهدى محقق ص 37 در سال 1372 ه ش بوسيلهء موسسهء اطلاعات چاپ شده است .