فخر الدين الاسفرايني النيشابوري

مقدمه 37

شرح كتاب النجاة لابن سينا ( قسم الالهيات )

را به خانهء ما فرود آورد وآرزو داشت كه مرا چيز بياموزد وپيش از آن كه وى بيايد من سرگرم فقه بودم وبراي اين كار با إسماعيل زاهد رفت وآمد داشتم ، ومن از باهوش‌ترين پويندگان اين راه بودم ، وبا راه‌هاى مطالبه ووجوه اعتراض با گوينده بدان گونه كه مردم بدان خوى گرفته بودند آشنا شده بودم . سپس به خواندن كتاب ايساغوجى نزد ناتلى آغاز كردم وچون دربارهء حدّ جنس در جواب آن كه چيست مرا گفت كه معوّل بر كثيرين مختلفين در نوع است ، من در تحقيق اين حدّ چيزى پيش گرفتم كه وى مانند آن را نشنيده بود . واز من بسيار در شگفت شد وپدر مرا از پرداختن به هر چيزى كه جز دانش باشد پرهيز مىداد ، وهر مسألتي را كه بر من مىگفت به از وى تصور مىكردم تا اين كه ظواهر منطق را بر وى خواندم ، اما از دقايق آن چيزى نمىدانست . پس به خواندن كتاب‌هاى منطق در پيش خود آغاز كردم وشروح آنها را مطالعه كردم تا اينكه بر علم منطق استوار شدم ، وهم چنين بر كتاب أقليدس ، واز آغاز آن پنج يا شش شكل را نزد أو خواندم وپيش خود بازماندهء كتاب را در سراسر دريافتم . سپس به مجسطى رفتم وچون از مقدّماتش فارغ آمدم وبه اشكال هندسي رسيدم ، ناتلى مرا گفت : پيش خود به خواندن وحل كردن آن‌ها بپرداز وآنها را با من بازگو تا درست آن را از نادرست بر تو بيان كنم ، وآن مرد برين كتاب چيره نبود ومن اين كتاب را حل كردم وبسيارى از اشكال