فخر الدين الاسفرايني النيشابوري

مقدمه 38

شرح كتاب النجاة لابن سينا ( قسم الالهيات )

بود كه تا بدو باز نمىگفتم نمىدانستم ، وسپس آن را مىفهميدم . پس ناتلى از من جدا شد وآهنگ گرگانج كرد ، ومن به فرا گرفتن كتاب‌ها از متن‌ها وشرح‌ها از طبيعي والهى پرداختم ، ودرهاى دانش بر من گشوده مىشد . سپس به علم پزشكى گراييدم وكتابهايى را كه در آن گرد آورده‌اند مىخواندم وعلم پزشكى از دانش‌هاى دشوار نيست وناچار من در كمترين زماني در آن زبردست شدم تا آن كه پزشكان دانشمند آغاز كردند پيش من طب بخوانند ، وبيماران را پرستارى كردم ، ودرهاى معالجاتى كه از آزمون مرا دست مىداد آن چنان كه به وصف نمىآيد بر من گشوده مىشد وبا اين همه در فقه فرو مىرفتم وبر آن مىنگريستم ودر آن هنگام شانزده سال داشتم . سپس در دانش آموختن وكتاب خواندن يك سال ونيم ديگر كوشيدم ، وخواندن منطق وهمهء اجزاى فلسفه را از سر گرفتم ودرين مدت هيچ شب را تا پايان نخفتم وهيچ روز را جز آن كارى نداشتم ، وهر چه بود بر من آشكار شد وگرد آمد ، وچون بر آن مىنگريستم مقدّمات قياسي بر من ثابت مىشد وآنها را بدين گونه مرتّب مىكردم وچندان بر آن مىنگريستم تا به نتيجة مىرسيدم ، وبه شروط مقدّمات آن رفتار مىكردم تا بر من حقيقت حق در آن مسأله محقّق مىشد . وهر گاه در مسأله‌اى سرگردان مىماندم وبر حدّ وسط قياس دست نمىيافتم به مسجد جامع مىرفتم ونماز مىگزاردم ودر برابر آفرينندهء همگان