أبو الحسن العامري
332
رسائل أبو الحسن العامري
قدامي مغز تا اتّصال آن به اجزاء مختلف چشم مورد مطالعه قرار داديم وآن را در بيشتر ألفاظ وعبارات با آنچه ابن سينا در اين باره در قانون « 29 » ذكر كرده است مطابق يافتيم . اما وضعي كه عامري از چشم به دست مىدهد با نظريات محمد بن زكرياى رازي در الحاوي هماهنگى دارد ، وبهتر آن است كه آن را منقول از وى بدانيم ، بويژه آنكه در ألفاظ آنها نيز تشابهى تمام وجود دارد . وكساني كه با كتاب المعالجات البقراطيه ، از أبو الحسن طبري ، آشنايى دارند به خوبى از تأثير آن در عامري اطلاع دارند . واين بدان جهت است كه عامري با أبو الحسن طبري رابطهء نزديك داشته ودر رى با أو در ارتباط بوده است وطبيعي است كه عامري متوفى در 381 ه نمىتوانسته است از قانون كه مؤلف آن در 370 ه تولد يافته است استفاده كند . از مشابهتى كه بين عبارات كتاب أبو الحسن فارسي وعامري مشاهده مىشود ، پيداست كه مأخذ هر دو يكى بوده است . عامري دو عصب چشم را چنين وصف مىكند : « انتهاى هر عصب رشته رشته مىشود وبه صورت شبكه در مىآيد ، وأرباب صناعت طبّ آن را شبكيّه مىنامند . » وفارسي در مقابل مىگويد : « عصب بينايى چون به طبقهء شبكيّه مىرسد رشته رشته مىگردد وهمانند شبكه مىشود » . « 30 » عامري مىگويد : « طبقهء شبكيّه محتوى رطوبتى است كه به شيشهء ذوب شده شباهت دارد ومادهء اين رطوبت ، روحي است كه در تجويف دو عصب بينايى جريان مىيابد وسرچشمهء آن مغز است واين روح جوهري نوري است كه از مغز به مقدارى كه در عمل ابصار بدان نياز است وارد مىشود . ودليل بر اينكه جريان روح در دو عصب وجود دارد اين است كه ما هنگامى كه يكى از دو چشم را فرو مىبنديم حدقهء چشم ديگر كه باز است ، وسيعتر مىشود بدان علت كه از مادهء روحي چشم ديگر پر مىشود » . اين سخنان با آنچه رازي در الحاوي آورده است مطابقت دارد وأبو الحسن فارسي عين آن را از رازي بدين عبارت نقل كرده است : « استدلال بر وجود روح نوري به چند وجه ممكن است : يكى اينكه ما هنگامى كه يك چشم را مىبنديم حدقهء چشم ديگر اتّساع مىيابد وچون آن را مىگشاييم به حال أول برمىگردد واين دليل بر آن است كه در حال بستن چشم ، چيزى در پشت عنبيه فرو مىريزد وبر آن فشار مىآورد تا باز شود . واين مادة نمىتواند چيزى غير نوراني باشد وگر نه بايد در اين هنگام ، بينايى ضعيف گردد در حالي كه وضع برخلاف آن است و
--> ( 29 ) . ابن سينا ( أبو على الحسين بن علي ) ، القانون في الطب ، ج 1 ، مكتبة المثنى ، چاپ افست ، بغداد ، بىتا ، ص 54 . مقايسه شود با آنچه در تنقيح المناظر فارسي آمده است ، ص 159 ، 160 . ( 30 ) . فارسي ، تنقيح المناظر ، ص 160 .