يحيى السهروردي
18
رسالة هياكل النور ( فارسي )
زير سايهء امنيّت ناشى از دورى ، از دستبرد دولت روم محفوظ ماند تا در نيمهء نخست سدهء سوّم هجرى توسط عبد المسيح بن ناعمه حمصى به زبان عربى ترجمه شد ويعقوب بن إسحاق كندى ( م 258 ق ) آن را ويراست وبه أحمد بن معتصم پيشكش كرد . « 1 » 9 - 1 . افزون بر اين ، بايد دانست كه در روزگار سهروردى ، شام وآسياى صغير ميان ايوبيان وسلجوقيان تقسيم شده بود . چنان كه سوريه تحت سيطرهء ايوبيان بود ؛ همان كردان هذبانى كه در نتيجهء خدمت در كنار سربازان ترك سلجوقى ، سخت تركمآب شده وپس از تقسيم سلجوقيان به دو گروه ايرانگرا وعربگرا ( - گنوستيك وسنّى ) ، با گرايش نيمه گنوستيك / نيمه سنّى خود ، به سركردگى أيوب وبرادرش شيركوه ، در سالهاى 532 ه ق به بعد ، به خدمت نور الدّين زنگى بن آق سنقر ، فرمانرواى ترك حلب وموصل درآمدند « 2 » ؛ تا در دهههاى بعد ، با برگزيده شدن صلاح الدّين به جانشينى شيركوه ، كنش سياسي أو در برانداختن نام خليفهء فاطمى ( : عاضد ) از خطبهها در محرّم سال 567 ه ق وخواندن خطبه به نام مستضىء خليفهء عبّاسى بغداد « 3 » وتلاش وى در محو آثار حكومت فاطميان در مصر - از جمله نابودى
--> ( 1 ) . على نقى منزوى ، « كشاكش خردگرايى با قشرگرايى در خاور ميانه از گذشته تا سدهء نهم هجرى » ، ماهنامهء چيستا ، سال چهاردهم ، شمارهء 131 ، مهر 1375 ش ، ص 60 . ( 2 ) . ابن أثير ، كامل ، ( تاريخ بزرگ اسلام وإيران ) ، ترجمهء أبو القاسم حالت ، تهران ، 1351 ش ، ج 21 ، صص 256 - 258 . ( 3 ) . همان ، ج 22 ، صص 3 - 9 .