أبو علي سينا

ديباچه 87

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

دوم جمهورى أفلاطون بند 369 B بدان إشارات شده است ( دو ترجمهء فرانسوى شامبرى Chambry ص 65 وباكو B . Baccou ص 55 - ص 928 ترجمهء فارسي لطفى ) در مقالهء يكم سياست أرسطو بند a 3521 اين نكته هست ( ترجمه‌هاى فرانسوى : تريكو Trico ص 28 وتورو Thurot ص 5 واوبونه J . Aubonnet ص 14 - ترجمهء انگليسى راكهام H . Rackham ص 8 - ترجمهء فارسي عنايت ص 5 - دو ترجمهء عربى لطفى سيد ص 8 واگوستين برباره A . Barbara 8 ( ولى گفته نشده كه آيين وقانوني مىبايد فارابى نيز در فصول مدنى ( ش 22 و 25 چاپ لندن وش 25 و 28 چاپ مصر ) ودر آراء أهل المدينة الفاضلة ( چاپ نيل مصر ص 77 وص 96 چاپ بيروت ) از ان ياد كرده بىآنكه بگويد آيينى بايستنى است . أو در السياسة المدنية ( ص 58 چاپ هندو وص 88 چاپ بيروت ) هم گفته است كه در اجتماع وهم زيستى كمك ويارى همگان به يك ديگر مىبايد . مشكويهء رازي در الفوز الأصغر ( ص 56 چاپ مصر ) از مدنيت طبيعي مردمى يادى مىكند نه از قانون ( نيز ترجمهء لاتينى خطابه 150 ) در الأقوال الذهبية كرمانى 11 ) واعلام ( النبوة رازي ( ص 4 ) هم چنين چيزى هست . در دو بندى از اخلاق نيقوماخوس كه هرتن در ترجمه شفاء به آلمانى نشان مىدهد ديده‌ام كه ياد مدنيت به طبع هست ولى از قانون نامى نيست . أرسطو در اخلاق اودموس بند 1242 a 23 - 26 ) ص 185 ترجمهء فرانسوى ودكارى V . Decarie وترجمهء انگليسى راس Ross ( مىگويد كه مردمى به طبع وخودبخود مدنى وهم زيست است وأو جانورى يكه وتنها نيست بلكه براي خانواده وبا كساني است كه به طبع با أو خوش هستند . پس اجتماع ودسته‌بندى بوده وعدالت وميانه‌روى ودادگرى هم با آن هست اگر چه هنوز كشورى آشكار نشده باشد وهميشه با خانواده‌ها گونه‌اى دوستى همراه است . در آغاز مفتاح الطب ابن هند وهم آمده است كه مردمى به طبع بايستى با ديگران هم زيستى كنند ويادى از آيين وقانون ندارد . بيرونى در تصحيح نهايات الأماكن ( ص 6 ) هم همين را گفته ولى از بايستنى بودن قانون يادى ننمود . أو در الهند ( باب يكم ص 51 ) مىگويد كه قانون نزد يونانيان وهندوان نهادهء مردم است .