أبو علي سينا

ديباچه 40

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

نبايد گفت . اين دفترها پيوستگى آزاد وزنده‌اى هم دارند وآنها درسها وآموزش‌هايى زبانى هستند كه أرسطو آنها را برخوانده وشاگردان شنيده وبر نوشته وأستاذ دوباره بدانها نگريسته است . مانسيون A . Mansion در سنجش ژرفى كه از يگر كرده است وما در آغاز آورده‌ايم گفته است كه متافيزيك گونه‌اى پراگماتئيا يا نگرش ومثودس يا كاوشى است كه در ان برخى از مسائل كه پيوندهاى كم وبيش سستى هم با هم دارند فرآهم مىآيند وهر يكى از آنها با ديگرى بازگشت دارند . اين گونه پيوند هم نگارنده وگوينده را هيچ باز نمىدارد كه در آنها بازسازى كند يا بندى را دو برابر كند يا دوباره چيزى بياورد يا در آنها گسستگى هم باشد . شايد هم أرسطو در سراسر زندگى بدان مىپرداخت ودر ان كار مىكرد نه اينكه چنان كه ديرى مىگفته‌اند أو پيش از گريختن به خالكيس Chalcis وپيش از مرگ خويش تنها آنگاه كه بازپسين بار در آتن مىزيسته است بدان مىپرداخته است . پس أرسطو درين روزگاران دراز مىتوانسته است آن را چندين بار باز بيند وبا دگرگون ساختن بندهايى از آن راه‌هايى در گشودن رازهاى آن پيش گيرد . درست مانند استادى كه به سود شاگردان خود ويا به درخواست خود آنها به آنچه با آنان گفتگو كرده است باز بنگرد وبا بهره بردن از نگارشها وكارهاى ديگر خود آن را روشن‌تر سازد . چنان كه أرسطو هم در نگارش متافيزيك به نوشته‌هاى خود در منطق وطبيعي باز مىنگريسته است تا در آموزشها ودرسهاى خود ژرف‌نگرىها ورسايىهايى بياورد ، همان كه يك انديشهء هميشه پويا وپيشرو خواهان است . پس آنچه يگر مىپندارد كه دفترهاى « بتا ، گاما ، اپسيلون ، زتا ، اتا ، تتا ، يوتا ، مو » تا بند 1086 a 20 پيش از گشودن لوكئيون وپيش از كاوش از گوهر بىماده كه چاشنى آن در « مو » وفصل يكم « اپسيلون » ديده مىشود به نگارش در آمده است ، سست مىباشد . اين هم درست نيست كه بگوييم كه در نگرش وانديشهء أرسطو دگرگونگى ريشه‌اى پيدا شده وأو بيشتر كوشش خويش وآموزش خويش را به سوى بررسىهاى دانش راستين برگردانده است تا به گزارشى جهان‌شناسانه برسد همان كه در فصل