أبو علي سينا

ديباچه 33

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

يگانه كه انديشه‌ايست پلاتونى واز روزگار زندگى أرسطو در آسوس Assos است ديده مىشود ، واين انديشه از انديشهء هستىشناسى آن سوى گيتى وگرايش به هستى ناب يا از ان رهگذر كه هستى است جلوتر است . از سوى ديگر در لاندا از گوهرهاى برتر از ديدنىها كاوش مىشود ودر طبيعي از گوهرهاى ديدنى جستجو مىگردد بدان گونه كه پايه‌گذار وآماده سازندهء دانشى برتر باشد وبا آن به رسايى برسد . در نخستين دليل گفته شده كه ميان دو انديشهء متافيزيك كه همان شناخت خداى يگانه وهستى ناب باشد بايد آشتى داد وآن دو يكديگر را رساتر مىسازند نه اينكه يكى را بر ديگرى افزود . در دومى آمده كه در لاندا از گوهرهاى ديدنى كاوش نمىشود . با اينكه چنين نيست چه در ان هم از ديدنىها از ان رهگذر كه با مبادى مجرد پيوندى دارند بررسى مىگردد . بارى شناخت گوناگونى انديشهء ارسطوطاليسى هم از رهگذر اينكه چه بايد باشد وهم از ان روى كه چه بوده وهست خود دشواريهايى همراه دارد كه ناپذيرفتى است . اين را از بن دندان وآشكارا بايستى گفت كه دفتر لاندا پس از « زتا ، اتا ، تتا » به نگارش درآمده است ، نه اينكه گفت كه از كاپا كه مانا ديباچه وپيش درآمد آنست درگذشت وآن را ناديده گرفت . انديشهء گوهر وفعل وكنش كه در « زتا ، اتا ، تتا » نموده شده با انديشهء جنبانندهء نخستين وآنكه كنش است وبس رساتر مىگردد . از سوى ديگر لاندا به « موونو » نزديك است چون در هر سه از گوهرهاى برتر از ديدار بررسى مىگردد به جز فصل هشتم آن كه ريخت ديگرى دارد واز روزگاران بازپسين زندگى أرسطو است وبايد آن را جداگانه پنداشت وآن مانند پلى است ميانجى كه أرسطو با آن به ميدان گيهان‌شناسى ( كوسمولوگى ) مىرسد آن هم به زيان متافيزيك كه آن به گمان أو پس از شناخته شدن كارهاى اودكسس وكاليپ براي روشن ساختن جنبش آسمانى بسنده نمىباشد . لاندا را دو بخش نابرابر ارزنده‌ايست : نخستين آن دو از فصل يكم است تا پنجم ويادداشت وار ( اوپنمانيكا ) وجنگى ساده وبا سر وسامان ودر آن از كار علت