أبو علي سينا

ديباچه 28

النجاة من الغرق في بحر الضلالات

مىرسيم ، چنان كه از قوت به فعل مىآييم . اين سه دفتر بايد ناگزير بهم بپيوندند اگر هم در فصلهاى بازپسين آن اندكى آشفتگى باشد باز روىهم‌رفته پيوستگى دارند . مىتوان دربارهء آن گزيده‌وار چنين گفت كه چون از هستى به تنهايى در اپسيلون سخن رفته است وآن هم به گوهر برمىگردد زيرا مقوله‌هاى ديگر بىآن نمىتوانند باشند ، پس گوهر است كه ما از ان بررسى مىكنيم نه جنس ومادة وكلى وفرد واجزاء آن كه شايستگى گوهر را ندارند بلكه تنها از چيستى وچونى يا صورت جدا نشدنى كه در ديدنىها بايستى باشد نه مثال افلاطونى بررسى مىكنيم وآن همانست كه شناساندنى است وبه شايستگى گوهر مىتواند برسد . اين رشد در آغاز مقالة حرف الزاي سخنى دارد كه شايد از گزارندگان گرفته باشد واين بند را بوئيژ در مجلد چهارم تفسير ( ص 55 ) از روى حاشيهء نسخهء ليدن كه بيشتر مىنمايد آورده وگفته كه آن از روى سخنان أو در آغاز زاي ولام ( ص 1401 س 10 و 11 ) بايد گرفته شده باشد . در آن آمده است كه زاي يا زتا نخستين گفتارى است كه در آن از گونه‌گون هستىها كه مىخواهيم در اين دانش ( متافيزيك ) از آنها بررسى مىكنيم سخن مىرود ، چه اين دانش سه بخش بزرگ دارد : نخستين دربارهء دو گونه هستى است كه گوهر وعرض باشند . دوم دو گونه هستى كه قوه وفعل باشند . سوم در اينكه هستى دو گونه است : يكى وچندين . اين دفتر نخستين گفتارى است كه در آن از گوهر بررسى مىگردد . چون گوهر هم دو تا است : مادي وبىماده ، پس بدان از دو رهگذر بايد نگريست . در اين دفتر كه هفتم است وآنكه پس از آن مىآيد همان هشتمى از گوهرهاى بىماده وشمارهء آنها سخن رفته ودر دفتر نهم از قوه وفعل ودر دهمى از يكى وچندين ودر دفتر حرف لام ( يازدهم ) از گوهرهاى بىماده واينكه از كدام هستىاند واز شمارهء آنها ودر دفتر دوازدهم وسيزدهم از آن چيزها كه پيشينيان در بارهء طبيعت گوهرهاى بىماده گفته‌اند بررسى شده است . در دفترهايى كه پيش از اين دفتر هفتم ما است سخنانى آمده كه مانند پيش درآمدى است آماده كننده براي دريافت آنچه كه در اين دفترها گفته خواهد شد . پس گويا أرسطو دانش متافيزيك را دو بخش ساخته است : در يكى آنچه كه از پيش بايد گفته شود تا بتوان از دومى بخوبى بررسى نمود ، ودر دومى آنچه كه در اين دانش مىخواهند بياموزند