عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )

3

رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )

پيشگفتار اجازه بدهيد تكّه‌يى از « تاريخ جهانگشاى » را نقل كنم وبه قول أبو الفضل بيهقى ، اندكى قلم را بگريانم : در شهر مرو « جنگ آغاز نهادند . مردى دويست از دروازه بيرون رفتند وحمله بردند . « تولى » به نفس خود ، پياده شد وراه برگرفت . مغولان ، در خدمت أو ، حمله كردند وجمله را در شهر راندند ، واز دروازهء ديگر ، جمعى بيرون رفتند . جماعتى كه آنجا بوده‌اند ، آن حمله را رد كردند ، واز هيچ جانب كارى نتوانست كرد ومجال آن نه كه سر از دروازه بيرون كنند ، تا روزگار لباس سوگوار پوشيد . مغولان ، بر مدار حصار ، چند حلقه بايستادند وتمامت شب زنده داشتند . هيچ كس راه نيافت كه بيرون رود . مجير الملك پيشكشهاى بسيار ، با چهار پاى كه در شهر بود از خيول وجمال وبغال مرتّب كرد وبه خدمت تولى رفت . تولى أحوال شهر از أو تفحّص فرمود وتفصيل متموّلان ومعارف خواست . دويست كس را نسخه داد . بفرمود تا آن جماعت را حاضر آوردند . از مطالبهء آن قوم زلزلت الأرض زلزالها واز استخراج مدفونات ، از نقود وتجمّلات ، گفتى أخرجت الأرض أثقالها . وبعد از آن ، لشكر در رفت وخواصّ وعوام را از كرام ولئام ، به